﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:44,000 --> 00:00:51,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

3
00:00:51,146 --> 00:00:52,854
‫روایتِ اصلی...

4
00:00:54,396 --> 00:00:56,396
‫هزاران بار در سراسر کشور

5
00:00:57,146 --> 00:01:01,062
‫از طریق تمام رسانه‌هایی که در اختیار حکومت بود تکرار شد

6
00:01:01,896 --> 00:01:03,521
‫تا در نهایت جا افتاد

7
00:01:05,396 --> 00:01:07,021
‫«هیچ کشته‌ای در کار نبوده»

8
00:01:10,479 --> 00:01:14,312
‫بعدها مورخان همین دروغ‌ها را

9
00:01:14,812 --> 00:01:16,521
‫وارد تمام کتاب‌های درسی کردند

10
00:02:11,312 --> 00:02:14,562
‫خوزه آرکادیو دوم نمی‌دانست کجاست،

11
00:02:15,896 --> 00:02:19,937
‫اما این را می‌دانست که اگر مسیر خلاف جهت ریل را در پیش بگیرد،

12
00:02:20,021 --> 00:02:21,646
‫در نهایت به ماکوندو می‌رسد

13
00:03:16,979 --> 00:03:20,021
‫ولم کنید! من هیچی نگفتم، ولم کنید!

14
00:03:20,104 --> 00:03:22,271
‫ولم کنید! خانواده من روحشون هم خبر نداره!

15
00:03:22,354 --> 00:03:23,312
‫بلندتر!

16
00:03:23,396 --> 00:03:24,896
‫من هیچی نمی‌دونم، ولم کنید

17
00:03:24,979 --> 00:03:26,271
‫اسم‌هاشون رو بگو!

18
00:03:26,354 --> 00:03:28,187
‫می‌دونیم چند نفر دیگه هم بودن

19
00:03:28,771 --> 00:03:32,146
‫دیگه چه کسایی تو اعتصاب دست داشتن؟
‫حرف بزن! بقیه دارن دهن باز می‌کنن

20
00:03:32,229 --> 00:03:33,062
‫حرف بزن!

21
00:03:33,896 --> 00:03:35,187
‫حرف بزن عوضی!

22
00:03:37,021 --> 00:03:39,271
‫همون‌جا وایسا! تکون نخور!

23
00:03:40,021 --> 00:03:41,521
‫یکی دیگه‌شون رو پیدا کردیم

24
00:03:41,604 --> 00:03:42,771
‫فرمانده!

25
00:03:45,146 --> 00:03:47,812
‫راه فرار نداره، بزنیدش

26
00:04:00,687 --> 00:04:04,771
‫کمک، می‌خوان من رو بکشن

27
00:04:09,646 --> 00:04:10,646
‫زود باشید!

28
00:04:11,979 --> 00:04:14,146
‫در رو باز کن؛ زود باشید!

29
00:04:14,229 --> 00:04:15,771
‫در رو باز کن لعنتی!

30
00:04:21,479 --> 00:04:23,354
‫همین الان درو باز کن لعنتی!

31
00:04:31,021 --> 00:04:33,396
‫من خوزه آرکادیو دوم بوئندیا هستم

32
00:04:35,604 --> 00:04:37,312
‫من خوزه آرکادیو دوم هستم

33
00:04:37,396 --> 00:04:42,271
‫برای این‌که به خودش بفهمونه هنوز زنده‌ست،
‫اسم کاملش رو تکرار می‌کرد

34
00:04:42,854 --> 00:04:44,146
‫حرف به حرف

35
00:04:44,229 --> 00:04:45,437
‫چی به روزت اومده؟

36
00:04:48,854 --> 00:04:50,104
‫ما سه هزار نفر بودیم

37
00:04:51,854 --> 00:04:54,187
‫تو ایستگاه قطار بودیم

38
00:04:54,271 --> 00:04:57,521
‫ما رو به رگبار بستن،
‫دارن جنازه‌ها رو می‌ندازن توی دریا

39
00:04:58,062 --> 00:05:01,437
‫مرد، زن، بچه
‫سه هزار نفر بودیم

40
00:05:02,812 --> 00:05:05,104
‫هیچ‌کس کشته نشده، خوزه آرکادیو

41
00:05:06,812 --> 00:05:10,729
‫از زمان عموت، یعنی همون جناب سرهنگ،
‫هیچ اتفاقی تو ماکوندو نیفتاده

42
00:05:26,021 --> 00:05:32,021
‫« صد سال تنهایی »

43
00:05:48,979 --> 00:05:50,729
‫آهای! کجا می‌ری؟

44
00:05:50,812 --> 00:05:53,771
‫دارم می‌رم شرکت داداشم رو ببینم

45
00:05:53,854 --> 00:05:55,854
‫شرکت تعطیله

46
00:05:56,646 --> 00:05:59,271
‫می‌دونم، اما یه موضوع خانوادگی پیش اومده

47
00:05:59,354 --> 00:06:00,396
‫مگه نشنیدی چی گفتم؟

48
00:06:01,312 --> 00:06:04,021
‫تا بارون بند نیاد، هیچ‌کس نمی‌تونه بره اونجا

49
00:06:05,062 --> 00:06:06,646
‫برو خونه

50
00:06:17,146 --> 00:06:19,562
‫تورو خدا بگید کسی دختر منو ندیده؟

51
00:06:19,646 --> 00:06:21,979
‫- سلام فرمانده
‫- سلام فرمانده

52
00:06:22,896 --> 00:06:26,979
‫- آروم باشید، یکی‌یکی لطفاً
‫- من هرچی می‌دونستم رو بهتون گفتم

53
00:06:27,062 --> 00:06:28,437
‫- آروم باشید!
‫- سلام فرمانده

54
00:06:28,521 --> 00:06:29,771
‫یکی‌یکی لطفاً!

55
00:06:29,854 --> 00:06:33,437
‫سراغ اعضای خانواده‌شون رو می‌گیرن
‫و می‌گن از دیشب غیب‌شون زده

56
00:06:33,521 --> 00:06:35,896
‫- هیچ‌کس پاسخگو نیست
‫- پنج روز گذشته!

57
00:06:35,979 --> 00:06:38,354
‫- اسمش اینه...
‫- اینجا چه‌خبره؟

58
00:06:38,437 --> 00:06:41,104
‫- برادر منم توی شرکت بود
‫- گفتم یکی‌یکی حرف بزنید!

59
00:06:41,771 --> 00:06:43,646
‫- فرمانده...
‫- بفرمایید خانم؟

60
00:06:43,729 --> 00:06:48,146
‫اصلاً عادی نیست که شوهرم این‌همه مدت غیبش بزنه

61
00:06:49,896 --> 00:06:51,646
‫والا چی بگم خانم

62
00:06:52,479 --> 00:06:54,604
‫این اولین باری نیست که مردها دست یه زن دیگه رو می‌گیرن

63
00:06:54,687 --> 00:06:57,104
‫و آخر هفته می‌رن تعطیلات عشق و حال

64
00:06:57,187 --> 00:07:00,437
‫- مودب باش!
‫- درست حرف بزن!

65
00:07:00,521 --> 00:07:02,229
‫چرا مثل آدم نمی‌گید چی شده؟

66
00:07:02,312 --> 00:07:03,979
‫دیروز صدای تیراندازی اومد

67
00:07:04,062 --> 00:07:06,146
‫از اون موقع تا حالا از پسرم خبری نیست

68
00:07:06,229 --> 00:07:07,979
‫تیراندازی؟

69
00:07:08,062 --> 00:07:10,396
‫آره، عصر صدای تیراندازی می‌اومد

70
00:07:10,479 --> 00:07:13,604
‫- آره، توی ایستگاه قطار
‫- حتماً خواب دیدید

71
00:07:13,687 --> 00:07:15,354
‫تو ماکوندو هیچ اتفاقی نیفتاده

72
00:07:15,437 --> 00:07:17,687
‫هیچی نشده و هیچی هم نمی‌شه

73
00:07:19,271 --> 00:07:21,187
‫اینجا یه شهر شاد و پر از آرامشه

74
00:07:21,979 --> 00:07:24,562
‫امر دیگه‌ای نیست جناب؟

75
00:07:27,937 --> 00:07:30,771
‫هیچی نشده، همگی برید خونه‌هاتون

76
00:07:30,854 --> 00:07:32,854
‫بریم خونه؟ چرا نمی‌گین چی شده؟

77
00:07:32,937 --> 00:07:34,312
‫راه بیفتید!

78
00:07:40,812 --> 00:07:41,854
‫پسرم!

79
00:07:43,646 --> 00:07:44,812
‫برادرم اینجاست؟

80
00:07:45,437 --> 00:07:47,771
‫از وقتی رفته هیچ خبری ازش نشده

81
00:07:48,396 --> 00:07:51,104
‫شاید حالا که قضیه شرکت موز حل و فصل شده،

82
00:07:51,187 --> 00:07:52,229
‫برگرده

83
00:07:54,937 --> 00:07:56,021
‫اتفاقی افتاده؟

84
00:07:57,146 --> 00:07:58,062
‫نه

85
00:07:59,937 --> 00:08:02,146
‫گفتم شاید اینجا باشه

86
00:08:02,937 --> 00:08:05,854
‫توی رادیو گفتن اوضاع تحت کنترله

87
00:08:07,312 --> 00:08:09,271
‫اگه خبری شد بهم بگو

88
00:08:12,479 --> 00:08:14,229
‫صدای آمارانتا اورسولاست؟

89
00:08:16,229 --> 00:08:18,437
‫فرناندا، بی‌خبر از آشوب شهر،

90
00:08:19,146 --> 00:08:23,771
‫آخرین پیچ‌های نقشه‌اش رو سفت می‌کرد،

91
00:08:24,521 --> 00:08:27,854
‫تا کوچک‌ترین اثری از مِمه را در ذهنش پاک کند

92
00:08:30,896 --> 00:08:31,896
‫پسر عزیزم،

93
00:08:31,979 --> 00:08:35,896
‫باعث افتخار من است که به‌زودی
‫درجات مقدماتی روحانیت را دریافت می‌کنی

94
00:08:36,646 --> 00:08:39,354
‫خواهر پاک‌دامن، پرهیزکار و مهربانت رناتا،

95
00:08:39,437 --> 00:08:43,229
‫بر اثر بیماری استفراغ سیاه، به رحمت خدا رفت

96
00:08:44,187 --> 00:08:46,354
‫لحظه‌ای که جان داد، او را در آغوش گرفته بودم

97
00:08:46,437 --> 00:08:49,437
‫روح پاکش به جلال و عرش الهی عروج کرد

98
00:08:49,937 --> 00:08:52,729
‫شب و روز در سوگش هستیم

99
00:08:53,812 --> 00:08:55,354
‫خواهرت یک قدیسه بود

100
00:08:55,937 --> 00:08:57,479
‫برای آرامش روحش دعا کن

101
00:09:17,271 --> 00:09:19,229
‫آمارانتا اورسولا غذاش رو خورده

102
00:09:20,437 --> 00:09:22,062
‫تو از کجا می‌دونی فرناندا؟

103
00:09:23,000 --> 00:09:24,875
‫از صبح از اتاقت بیرون نیومدی،

104
00:09:26,208 --> 00:09:27,958
‫اگه هم چیزی خورده، من بهش غذا دادم

105
00:09:28,041 --> 00:09:29,708
‫چه عجب، برای اولین بار یه کاری کردی

106
00:09:29,791 --> 00:09:31,208
‫فرناندا، بسه

107
00:09:32,333 --> 00:09:34,833
‫حالا که آئورلیانو اینجاست یه‌کم استراحت کن

108
00:09:34,916 --> 00:09:36,791
‫بذار اون از بچه مراقبت کنه

109
00:09:40,333 --> 00:09:41,833
‫این رو بده به پستچی

110
00:09:42,500 --> 00:09:45,250
‫به نتيجه‌ت یادآوری کن که یه پسر هم توی رُم داره

111
00:09:45,333 --> 00:09:46,583
‫به پول احتیاج داره

112
00:09:50,750 --> 00:09:54,250
‫اشتباه هم نمی‌گه، می‌تونی یه‌کم
‫بیشتر با دخترت وقت بگذرونی

113
00:09:59,666 --> 00:10:01,666
‫برگرد اینجا پسرم

114
00:10:03,875 --> 00:10:07,916
‫آمارانتا اورسولا تنها کسی نیست که به حضورت نیاز داره

115
00:10:09,875 --> 00:10:11,791
‫پس از اعلام حکومت‌نظامی،

116
00:10:12,625 --> 00:10:15,541
‫سربازان با قنداق تفنگ درب خانه‌ها را می‌شکستند...

117
00:10:15,625 --> 00:10:18,000
‫راه بیفت، آشغالِ اتحادیه‌ای!

118
00:10:18,083 --> 00:10:19,750
‫- نه!
‫- من هیچ‌کاری نکردم

119
00:10:20,625 --> 00:10:23,291
‫مظنون‌ها را از رخت‌خوابشان بیرون می‌کشیدند...

120
00:10:25,208 --> 00:10:27,500
‫و به سفری می‌فرستادند که بازگشتی نداشت

121
00:10:28,583 --> 00:10:30,708
‫همون‌جا وایسا، سگ‌صفت! تکون نخور!

122
00:10:31,375 --> 00:10:32,916
‫خفه‌خون بگیر، ببند!

123
00:10:43,291 --> 00:10:45,250
‫خدای من پسرم، چه بلایی سرت اومده؟

124
00:10:45,333 --> 00:10:48,333
‫در رو باز نکنید، دنبالمن. می‌خوان من رو بکُشن

125
00:10:48,416 --> 00:10:49,750
‫- می‌خوان من رو بکُشن
‫- چی؟

126
00:10:52,416 --> 00:10:53,541
‫چی شده؟

127
00:10:54,541 --> 00:10:56,083
‫همه‌شون رو انداختن توی دریا

128
00:10:57,000 --> 00:10:59,250
‫دویست واگن آدم بود!

129
00:10:59,333 --> 00:11:00,916
‫مرد، زن، بچه

130
00:11:01,000 --> 00:11:02,208
‫همه‌شون رو کُشتن

131
00:11:04,666 --> 00:11:06,291
‫می‌خوان من رو هم بکُشن

132
00:11:06,375 --> 00:11:09,291
‫راه‌شون ندید داخل،
‫می‌خوان من رو بکُشن

133
00:11:09,833 --> 00:11:12,375
‫- من رو هم می‌کُشن
‫- چی شده؟

134
00:11:12,458 --> 00:11:14,583
‫برو توی اتاقت و در رو قفل کن

135
00:11:14,666 --> 00:11:17,166
‫ارتش ملی، در رو باز کنید

136
00:11:19,500 --> 00:11:20,458
‫باز کنید!

137
00:11:26,375 --> 00:11:28,250
‫عصر به‌خیر، چه کمکی از دستم برمیاد؟

138
00:11:28,333 --> 00:11:29,208
‫زود باشید

139
00:11:31,166 --> 00:11:33,000
‫زود باشید، کُل خونه رو بگردید

140
00:11:33,083 --> 00:11:33,958
‫اون‌ور

141
00:11:34,041 --> 00:11:36,166
‫- یه نفر دیگه هم بره اون سمت
‫- قربان

142
00:11:36,250 --> 00:11:38,916
‫زیر سنگم شده بگردید، زود باشید

143
00:11:39,541 --> 00:11:40,750
‫دنبال چی می‌گردین؟

144
00:11:41,541 --> 00:11:43,333
‫چی شده؟

145
00:11:43,416 --> 00:11:45,166
‫ماما اورسولا، از اتاقت بیرون نیا

146
00:11:45,250 --> 00:11:48,041
‫- طبقه بالا رو هم بگردید، زود باشید
‫- برید طبقه‌ی دوم

147
00:11:48,125 --> 00:11:51,791
‫اگه بگین دنبال چی می‌گردین،
‫می‌تونم کمک‌تون کنم

148
00:11:53,666 --> 00:11:55,291
‫می‌دونی دنبالِ چی‌ایم؟

149
00:11:56,291 --> 00:11:57,541
‫نه قربان

150
00:11:57,625 --> 00:11:58,708
‫داداشت!

151
00:12:00,208 --> 00:12:02,708
‫سه هفته‌ست خبری ازش نیست

152
00:12:02,791 --> 00:12:04,041
‫اینجا نیومده

153
00:12:10,083 --> 00:12:11,875
‫هرجا رو دلتون می‌خواد بگردید

154
00:12:13,083 --> 00:12:15,041
‫انباری و طویله هم اونجاست

155
00:12:15,125 --> 00:12:17,541
‫اگه می‌خواید اونجا رو هم بگردید

156
00:12:25,125 --> 00:12:26,166
‫چیه این داخل؟

157
00:12:29,833 --> 00:12:31,583
‫صد ساله که هیچ‌کس پاش رو اونجا نذاشته

158
00:12:33,375 --> 00:12:34,208
‫بازش کنید

159
00:12:36,000 --> 00:12:38,750
‫- باید کلیدش رو پیدا کنم
‫- پس منتظر چی هستی؟

160
00:13:00,208 --> 00:13:02,166
‫سرباز به نقطه‌ای خیره شد،

161
00:13:02,250 --> 00:13:05,208
‫دقیقاً همان نقطه‌ای که خوزه آرکادیو دوم در آنجا نشسته بود

162
00:13:05,291 --> 00:13:07,625
‫و آئورلیانو دوم و سانتا سوفیا دِ لا پیداد هم او را می‌دیدند

163
00:13:11,333 --> 00:13:13,333
‫همان‌جا بود که فهمید...

164
00:13:15,250 --> 00:13:17,375
‫سرباز به او نگاه می‌کرد، اما او را نمی‌دید

165
00:13:21,541 --> 00:13:24,791
‫راست می‌گفتی، واقعاً صد ساله که
‫کسی پاش رو نذاشته اینجا

166
00:13:24,875 --> 00:13:26,416
‫حتماً پر از ماره

167
00:13:36,791 --> 00:13:38,208
‫این داخل چی؟

168
00:13:40,833 --> 00:13:42,083
‫کارگاهه

169
00:13:44,166 --> 00:13:45,000
‫بازش کن

170
00:14:17,958 --> 00:14:19,083
‫می‌تونم این رو ببرم؟

171
00:14:21,333 --> 00:14:24,583
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا یکی از بهترین افراد ما بود

172
00:14:27,458 --> 00:14:28,791
‫بله حتماً

173
00:14:30,375 --> 00:14:31,375
‫بریم

174
00:14:31,458 --> 00:14:33,958
‫- اینجا نیست، جمع کنید بریم
‫- چشم فرمانده

175
00:14:34,041 --> 00:14:35,041
‫- بریم
‫- چشم قربان

176
00:14:35,125 --> 00:14:37,750
‫- بریم
‫- زود باشید بچه‌ها، بریم

177
00:14:37,833 --> 00:14:39,125
‫بریم

178
00:14:39,208 --> 00:14:40,291
‫یالا، بریم

179
00:14:43,583 --> 00:14:45,833
‫ماه‌ها گذشت و همچنان باران می‌بارید

180
00:14:48,750 --> 00:14:50,791
‫ارتش رفته بود...

181
00:14:52,875 --> 00:14:57,208
‫و اتفاقاتی که قرار بود تیر خلاصی را بر پیکره‌ی ماکوندو وارد کنند،

182
00:14:57,291 --> 00:14:58,708
‫کم‌کم درحال شکل‌گیری بودند

183
00:14:58,791 --> 00:15:01,416
‫زود باشید بریم، قطار داره راه میفته

184
00:15:01,500 --> 00:15:02,375
‫چی شده؟

185
00:15:02,458 --> 00:15:05,250
‫نمی‌دونم مقصدش کجاست،
‫اما نباید اینجا بمونیم

186
00:15:10,916 --> 00:15:11,750
‫بفرمایید

187
00:15:35,875 --> 00:15:38,833
‫چرا نامه‌هامون رو جواب نمی‌دی؟

188
00:15:39,375 --> 00:15:40,458
‫کدوم نامه‌ها؟

189
00:15:40,541 --> 00:15:42,375
‫پستچی ماه‌هاست این سمت‌ها نیومده

190
00:15:59,583 --> 00:16:02,291
‫صومعه جای مناسبی برای بزرگ کردن یک پسر نیست

191
00:16:02,791 --> 00:16:06,208
‫رناتا حتی فرصت نکرد بهش شیر بده

192
00:16:07,666 --> 00:16:09,791
‫رناتا بچه‌ای نداره و نداشته

193
00:16:11,166 --> 00:16:13,708
‫چه بلایی سر اون دختر اومده فرناندا؟

194
00:16:14,458 --> 00:16:17,166
‫زمانی که پیش ما درس می‌خوند حسابی خوشحال بود

195
00:16:17,250 --> 00:16:19,666
‫چی می‌خوای؟ صدقه؟

196
00:16:19,750 --> 00:16:21,125
‫واسه این چیزها وقت ندارم

197
00:16:22,416 --> 00:16:24,250
‫فکر می‌کردم قبولش می‌کنی،

198
00:16:25,500 --> 00:16:28,000
‫ولی خب می‌تونم به‌جاش با شوهرت صحبت کنم

199
00:16:28,083 --> 00:16:29,000
‫بذار بمونه

200
00:16:32,958 --> 00:16:35,500
‫می‌گم توی سبد توی رودخونه شناور بود و منم پیداش کردم

201
00:16:39,000 --> 00:16:42,583
‫وقتی کتاب مقدس رو باور می‌کنن، چرا حرف من رو باور نکنن؟

202
00:17:48,416 --> 00:17:50,500
‫در اتاق ملکیادس،

203
00:17:51,500 --> 00:17:53,875
‫در پناه آن نور ماورایی...

204
00:17:56,291 --> 00:17:58,125
‫زیر آوای باران...

205
00:17:59,833 --> 00:18:02,333
‫و با حسِ نامرئی بودن...

206
00:18:03,375 --> 00:18:05,916
‫خوزه آرکادیو دوم به آرامشی دست یافته بود

207
00:18:06,000 --> 00:18:08,916
‫که هرگز در تمام طول عمرش تجربه نکرده بود

208
00:18:46,125 --> 00:18:47,125
‫برادر...

209
00:18:49,916 --> 00:18:51,791
‫آئورلیانو، ما سه هزار نفر بودیم

210
00:18:53,541 --> 00:18:57,708
‫اما مطمئنم توی ایستگاه قطار بیشتر از سه هزار نفر آدم بود

211
00:18:59,791 --> 00:19:02,666
‫برناردینو هم اونجا بود، من پیش برناردینو بودم

212
00:19:04,291 --> 00:19:05,708
‫پیش برناردینو بودم

213
00:19:15,625 --> 00:19:17,833
‫پس آن سپیده‌دمی که جلوی چشمانش مونکادا را اعدام کرده بودند،

214
00:19:19,333 --> 00:19:23,208
‫تنها ترسی که تمام وجودش را فرا گرفته بود،

215
00:19:24,250 --> 00:19:25,750
‫ترسِ زنده به گور شدن بود

216
00:19:25,833 --> 00:19:27,041
‫دوباره قول بده

217
00:19:29,791 --> 00:19:32,166
‫قسم بخور من رو زنده به گور نمی‌کنی

218
00:19:36,583 --> 00:19:37,958
‫ممنون مامان

219
00:19:42,791 --> 00:19:45,458
‫گافیلان هم همراه برناردینو بود

220
00:19:45,541 --> 00:19:47,041
‫همه‌مون اونجا بودیم

221
00:19:47,958 --> 00:19:50,375
‫مرد، زن، بچه

222
00:19:52,875 --> 00:19:54,708
‫همه‌مون رو بستن به رگبار

223
00:19:55,208 --> 00:19:57,791
‫از بالا به همه‌مون شلیک می‌کردن

224
00:20:00,083 --> 00:20:03,166
‫جسدها یکی‌یکی می‌افتادن روم

225
00:20:08,875 --> 00:20:10,708
‫این‌ها رو از خودم در نیاوردم

226
00:20:11,458 --> 00:20:12,916
‫اونجا بودم

227
00:20:14,041 --> 00:20:16,125
‫برناردینو هم بود

228
00:20:17,458 --> 00:20:19,666
‫همه‌مون رو انداختن توی دریا

229
00:20:29,458 --> 00:20:32,708
‫برادرت اولین کسی نیست که عقلش رو از دست می‌ده

230
00:20:34,000 --> 00:20:36,916
‫عاقبت تک‌تک بوئندیاها همینه

231
00:20:38,416 --> 00:20:40,250
‫تقصیر منه

232
00:20:40,833 --> 00:20:42,625
‫و تقصیر پدرِ پدربزرگت

233
00:20:56,416 --> 00:20:58,291
‫لطفاً این رو بدید به پستچی

234
00:20:59,166 --> 00:21:01,000
‫خوزه آرکادیو به پول احتیاج داره

235
00:21:01,916 --> 00:21:05,083
‫پستچی یه ساله که نیومده اینجا فرناندا

236
00:21:06,750 --> 00:21:10,750
‫گفتن واگن‌های قطار به خاطر بارون از ریل خارج شدن

237
00:21:11,958 --> 00:21:14,083
‫مگه یادت رفته؟

238
00:21:17,958 --> 00:21:18,958
‫آره، راست می‌گی

239
00:21:35,250 --> 00:21:37,333
‫برو باهاش صحبت کن پسرم

240
00:21:39,875 --> 00:21:42,500
‫وقتشه سنگ‌هاتون رو وا بکنید

241
00:21:50,625 --> 00:21:51,833
‫حالت خوبه؟

242
00:21:53,375 --> 00:21:56,083
‫با این زندگی‌ای که داریم چطوری خوب باشم؟

243
00:21:56,833 --> 00:21:59,000
‫من رو برای ملکه شدن بزرگ کرده بودن

244
00:21:59,666 --> 00:22:00,791
‫ملکه‌ی چی؟

245
00:22:01,791 --> 00:22:05,750
‫تو ملکه نیستی و هیچ‌وقت هم نمی‌شی

246
00:22:06,750 --> 00:22:08,416
‫چرا هنوزم نامه می‌نویسی

247
00:22:08,500 --> 00:22:11,666
‫وقتی می‌دونی بیشتر از یه ساله که خبری از پستچی نیست؟

248
00:22:12,541 --> 00:22:14,375
‫یادته یه‌بار اومدم خونه‌تون؟

249
00:22:14,458 --> 00:22:16,375
‫داشتین از گشنگی می‌مُردین!

250
00:22:17,875 --> 00:22:19,916
‫اون بابای حرومزاده‌ست!

251
00:22:20,000 --> 00:22:22,000
‫پدر من یه قدیس بود!

252
00:22:22,083 --> 00:22:23,083
‫برعکس تو،

253
00:22:23,166 --> 00:22:25,375
‫که یه عیاشِ تنبل و بت‌پرستی

254
00:22:25,458 --> 00:22:29,000
‫در عوض من جون کندم تا این خونه سرِ پا بمونه

255
00:22:29,083 --> 00:22:33,166
‫از دمِ صبح تا بوق سگ کار کردم

256
00:22:33,250 --> 00:22:35,458
‫هرشب با کُلی گرد و خاک توی چشم‌هام سرمو گذاشتم روی بالشت،

257
00:22:35,541 --> 00:22:38,125
‫اما حتی یه نفر هم نیومده بگه: «صبح بخیر، فرناندا»

258
00:22:38,208 --> 00:22:40,708
‫«خوب خوابیدی فرناندا؟»

259
00:22:40,791 --> 00:22:42,291
‫البته...

260
00:22:42,375 --> 00:22:46,166
‫از خانواده‌ای که همیشه منو سربار خودش می‌دونست،
‫بیشتر از این‌ها انتظار نمی‌ره

261
00:22:46,250 --> 00:22:49,958
‫مثل یه کهنه‌ای که فقط برای برداشتن قابلمه از روی
‫آتیش به درد می‌خوره، یا یه عروسکِ نقاشی‌شده روی دیوار

262
00:22:50,041 --> 00:22:54,666
‫بهم گفتید جا نماز آب می‌کشم، گفتید مارِ افعی‌ام

263
00:22:54,750 --> 00:22:59,166
‫حتی آمارانتای خدابیامرز یه بار جلو همه بلند گفت

264
00:22:59,250 --> 00:23:03,125
‫من این‌قدر نفهم‌ام که عـن رو از گوشت کوبیده تشخیص نمی‌دم

265
00:23:03,208 --> 00:23:04,708
‫خدای بزرگ

266
00:23:04,791 --> 00:23:07,291
‫با این حال محض رضای خدا

267
00:23:07,375 --> 00:23:09,583
‫همه‌ی این‌ها رو به جون خریدم

268
00:23:09,666 --> 00:23:11,833
‫حتی اون وقت‌هایی که می‌گفتن بدبختی‌های این خانواده

269
00:23:11,916 --> 00:23:15,083
‫از روزی شروع شد که آشغال‌های ناسپاسِ بوگوتا راه دادن خونه‌شون

270
00:23:15,166 --> 00:23:18,041
‫منظورشون کسی نبود جز من!

271
00:23:18,125 --> 00:23:19,083
‫من!

272
00:23:19,166 --> 00:23:21,125
‫دخترخواندهٔ دوک آلبا!

273
00:23:21,208 --> 00:23:23,125
‫تنها آدمِ آبرومندِ این شهر پُر از حرومزاده

274
00:23:23,208 --> 00:23:25,708
‫کسی که وقتی یه سرویس قاشق‌چنگالِ شانزده‌تکه
‫می‌ذارن جلوش دست‌وپاش رو گم نمی‌کنه

275
00:23:25,791 --> 00:23:28,000
‫کسی که این‌قدر اصیل و اشراف‌زاده‌ست، وقتی می‌خواد

276
00:23:28,083 --> 00:23:30,125
‫امضا کنه باید اسم یازده‌ تا خاندان رو بنویسه

277
00:23:30,208 --> 00:23:31,291
‫یازده تا!

278
00:23:31,375 --> 00:23:33,666
‫تنها زنی که توی این منطقه می‌تونه با افتخار بگه

279
00:23:33,750 --> 00:23:36,166
‫توی لگنِ طلایی قضای حاجت کرده،

280
00:23:36,250 --> 00:23:39,125
‫اون‌وقت سرهنگ آئورلیانو بوئندیا، با اون نیش‌وکنایه‌های ماسونی‌ش...

281
00:23:39,208 --> 00:23:40,333
‫به خودش اجازه می‌ده به من بگه

282
00:23:40,416 --> 00:23:43,041
‫« حالا انگار ما عن می‌رینیم، تو طلا می‌رینی »

283
00:23:44,833 --> 00:23:46,208
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟

284
00:23:51,208 --> 00:23:52,208
‫بزدل!

285
00:23:55,958 --> 00:23:58,791
‫تنها اشتباهی که توی تمام عمرم کردم...

286
00:24:00,250 --> 00:24:02,333
‫این بود که گذاشتم پات به این خونه باز بشه

287
00:24:05,000 --> 00:24:06,666
‫برگرد پیش معشوقه‌ت

288
00:24:07,666 --> 00:24:08,958
‫گمشو بیرون!

289
00:25:01,458 --> 00:25:03,833
‫بیشتر از پنج سال بود که...

290
00:25:06,333 --> 00:25:08,750
‫آسمان یک‌بند بر سر زمین هوار می‌شد

291
00:25:12,708 --> 00:25:15,250
‫هوا چنان نمور و سرشار از رطوبت بود

292
00:25:15,791 --> 00:25:19,458
‫که ماهی‌ها می‌توانستند از در خانه وارد شوند و شناکنان

293
00:25:20,583 --> 00:25:22,958
‫به سوی پنجره‌ها بروند و خارج شوند

294
00:25:36,083 --> 00:25:37,666
‫بذار ببینم

295
00:25:53,125 --> 00:25:57,166
‫اگه این اوضاع همین‌طوری ادامه پیدا کنه،
‫آخرش خوراک این جونورها می‌شیم

296
00:26:03,833 --> 00:26:05,250
‫اما حالا ببین

297
00:26:07,208 --> 00:26:09,250
‫روزی که این بارون تموم شه،

298
00:26:10,708 --> 00:26:12,791
‫همون روز من میفتم می‌میرم

299
00:27:54,791 --> 00:27:56,458
‫قایم شو!

300
00:28:07,583 --> 00:28:09,666
‫این در چرا بازه حرومزاده؟

301
00:28:11,916 --> 00:28:13,125
‫چه غلطی می‌کنی؟

302
00:28:22,166 --> 00:28:25,416
‫نمی‌خوای قبل از این‌که بخوابی واسه‌ت قصه بگم؟

303
00:28:26,375 --> 00:28:28,041
‫امروز کُلی قصه باحال برات تعریف کردم

304
00:28:28,916 --> 00:28:30,375
‫مطمئنی؟

305
00:28:30,916 --> 00:28:32,166
‫خیلی‌خب، باشه

306
00:28:33,250 --> 00:28:35,416
‫قصه نمی‌گم

307
00:28:35,500 --> 00:28:37,458
‫پس بخوابیم

308
00:28:38,041 --> 00:28:39,916
‫خیلی‌خب، فردا می‌بینمت

309
00:28:41,083 --> 00:28:42,166
‫دوستت دارم

310
00:28:42,958 --> 00:28:44,208
‫بابا

311
00:28:44,291 --> 00:28:46,208
‫حرومزاده کیه؟

312
00:28:48,166 --> 00:28:49,291
‫حرومزاده؟

313
00:29:00,000 --> 00:29:07,000


314
00:29:18,208 --> 00:29:19,083
‫سلام!

315
00:29:23,625 --> 00:29:25,125
‫اسمت چیه؟

316
00:29:26,916 --> 00:29:28,375
‫چطوری اومدی این داخل؟

317
00:29:35,333 --> 00:29:37,000
‫نترس، کاریت نداریم

318
00:29:48,000 --> 00:29:49,416
‫من ازش مراقبت می‌کردم

319
00:29:50,791 --> 00:29:53,041
‫رناتا چند وقت پیش با یه راهبه فرستادش اینجا

320
00:29:53,958 --> 00:29:55,458
‫نوه‌ته!

321
00:29:55,541 --> 00:29:57,541
‫چیزی نگفتم چون نمی‌خواستم آزرده‌خاطرت کنم

322
00:29:58,791 --> 00:30:02,041
‫نیازی نیست کسی بفهمه اون گدازاده به دخترمون دست‌درازی کرده

323
00:30:03,416 --> 00:30:05,041
‫اگه فامیلی خودت رو بهش بدی،

324
00:30:05,541 --> 00:30:07,250
‫دیگه کسی فضولی نمی‌کنه

325
00:30:10,333 --> 00:30:12,250
‫زنیکه‌ی دیوونه...

326
00:30:16,000 --> 00:30:18,875
‫دیگه حتی حق نداری نزدیکِ بچه‌ها بشی

327
00:30:20,875 --> 00:30:21,958
‫شیرفهم شد؟

328
00:30:42,875 --> 00:30:45,041
‫برای فرناندا، این یک آسودگیِ خاطر بود

329
00:30:47,833 --> 00:30:51,250
‫او از مدت‌ها پیش ابعادِ غرورِ سرکشِ خود را سنجیده بود

330
00:30:52,458 --> 00:30:54,625
‫اما راهی برای مهارِ آن نمی‌یافت

331
00:30:56,458 --> 00:30:59,375
‫هرچه بیشتر به راه چاره‌ای فکر می‌کرد،

332
00:31:00,333 --> 00:31:02,291
‫چاره‌ها بیشتر و بیشتر از عقلانیت فاصله می‌گرفتند

333
00:31:20,708 --> 00:31:24,625
‫اورسولا بی‌اختیار آن گونه‌های برجسته،

334
00:31:25,458 --> 00:31:29,291
‫آن نگاهِ پر از حیرت، و سیمای انزواطلبی که هر آئورلیانویی درون خود داشت را تشخیص داد

335
00:31:37,166 --> 00:31:39,000
‫هرچی هم که بشه،

336
00:31:39,083 --> 00:31:41,750
‫تو یه آئورلیانو هستی

337
00:31:48,583 --> 00:31:52,333
‫سال‌ها گذشت و باران همچنان قصدِ بند آمدن نداشت

338
00:31:52,416 --> 00:31:53,750
‫بجنبید!

339
00:31:53,833 --> 00:31:55,541
‫بده‌شون به من!

340
00:31:56,166 --> 00:31:59,041
‫- بده‌شون به من
‫- بجنبید!

341
00:32:00,041 --> 00:32:02,291
‫سال‌های سال،

342
00:32:02,375 --> 00:32:06,958
‫فرانسیس دریکِ دزد دریایی بادبان بر پهنه دریاها می‌کشید

343
00:32:09,625 --> 00:32:12,041
‫و پس از روزگاری دراز...

344
00:32:23,708 --> 00:32:29,416
‫می‌گفتند که یک نفر کشتیِ جنگیِ او را پیدا کرده

345
00:32:29,500 --> 00:32:34,125
‫که آن سوی دنیا در منجلابِ مردابی به گل نشسته بود

346
00:32:34,625 --> 00:32:36,500
‫درونِ آن کشتی،

347
00:32:37,541 --> 00:32:42,625
‫گنجینه‌ای بود که همین‌جا، در همین خانه پنهانش کرده‌اند،

348
00:32:42,708 --> 00:32:44,750
‫و تا همین امروز،

349
00:32:44,833 --> 00:32:49,250
‫ماما اورسولا هنوز هم حاضر نیست بگه کجاست

350
00:32:50,125 --> 00:32:52,791
‫می‌دونید اونی که پیداش کرد کی بوده؟

351
00:32:53,333 --> 00:32:56,916
‫پدرِ پدرِ پدربزرگت، خوزه آرکادیو بوئندیا

352
00:32:57,000 --> 00:33:01,000
‫در یکی از سفرهای اکتشافی‌ش بعد از ساختن ماکوندو

353
00:33:01,083 --> 00:33:03,500
‫- و می‌دونید دیگه چه چیزی رو کشف کرد؟
‫- چی؟

354
00:33:03,583 --> 00:33:07,250
‫زرهِ کاملِ سر فرانسیس دریک!

355
00:33:07,333 --> 00:33:12,625
‫اون هم به لطفِ یک آهن‌ربای غول‌پیکر
‫که رفیقش ملکیادس بهش فروخته بود

356
00:33:12,708 --> 00:33:14,583
‫می‌شه یه روز ما رو ببری اونجا؟

357
00:33:15,750 --> 00:33:19,250
‫معلومه که آره! به محض این‌که بارون بند بیاد،
‫اولین کاری که می‌کنیم همینه

358
00:33:20,000 --> 00:33:22,583
‫بابا، ماکوندو هم مثل بروکسله؟

359
00:33:22,666 --> 00:33:24,208
‫از اونجا هم قشنگ‌تره

360
00:33:25,000 --> 00:33:26,791
‫تو میدونِ اصلیِ شهر،

361
00:33:27,916 --> 00:33:31,208
‫یه درخت غول‌پیکر دارن
‫که از همه ساختمون‌ها بزرگ‌تره

362
00:33:31,291 --> 00:33:32,458
‫ساختمون؟

363
00:33:32,541 --> 00:33:36,000
‫تا صبح جشن می‌گیرن،

364
00:33:36,083 --> 00:33:37,958
‫جشن‌هاشون چند روز طول می‌کشه

365
00:33:40,958 --> 00:33:42,708
‫وقتی رفتیم با چشم‌های خودتون می‌بینین

366
00:33:50,750 --> 00:33:53,875
‫الان می‌گیریمش! آدم‌خوار!

367
00:33:54,458 --> 00:33:58,458
‫آدم‌خوار،
‫الان می‌گیریمت!

368
00:33:58,541 --> 00:34:01,000
‫آدم‌خوار!

369
00:34:04,750 --> 00:34:06,625
‫ما سه هزار نفر بودیم

370
00:34:10,583 --> 00:34:12,791
‫مرد، زن، بچه

371
00:34:12,875 --> 00:34:14,500
‫کُلی بچه اونجا بود

372
00:34:25,333 --> 00:34:27,500
‫کاش می‌تونستی خودت رو ببینی ماما اورسولا

373
00:34:27,583 --> 00:34:31,291
‫خیلی خوشگل شدی

374
00:34:31,375 --> 00:34:32,833
‫مگه نه، آئورلیانو؟

375
00:34:32,916 --> 00:34:34,583
‫آره، خیلی خوشگل شده

376
00:34:36,250 --> 00:34:37,375
‫بچه‌ها

377
00:34:40,125 --> 00:34:42,458
‫باید یه چیزی بهتون بگم

378
00:34:46,125 --> 00:34:49,583
‫بوئندیاها نباید با هم ازدواج کنن

379
00:34:52,750 --> 00:34:54,750
‫مدتیه حواسم بهتون هست

380
00:34:56,708 --> 00:34:58,625
‫جدی می‌گم

381
00:35:02,291 --> 00:35:03,833
‫گوش کنید چی می‌گم

382
00:35:05,291 --> 00:35:08,208
‫شما نمی‌تونید با هم ازدواج کنید

383
00:35:09,916 --> 00:35:12,083
‫چون بچه‌هاتون

384
00:35:13,125 --> 00:35:14,958
‫با دُمِ خوک به دنیا میان

385
00:35:26,333 --> 00:35:27,750
‫چیکار می‌کنید؟

386
00:35:27,833 --> 00:35:29,875
‫ببین چه بلایی سر ماما اورسولا آوردید!

387
00:35:29,958 --> 00:35:31,333
‫- برید ببینم!
‫- بدو بریم

388
00:35:31,416 --> 00:35:32,958
‫بیرون!

389
00:35:33,041 --> 00:35:35,416
‫آدم‌خوار الان میاد سراغت!

390
00:35:36,250 --> 00:35:38,791
‫آمارانتا اورسولا، آئورلیانو! وقت غذاست!

391
00:35:41,666 --> 00:35:44,250
‫نگاه کن باهات چه کار کردن، ماما اورسولا

392
00:35:48,083 --> 00:35:49,958
‫خوشگل شدم؟

393
00:35:51,666 --> 00:35:53,083
‫همیشه خوشگلی!

394
00:35:54,666 --> 00:35:56,958
‫همیشه خوشگل بودی

395
00:35:57,541 --> 00:35:58,583
‫همیشه

396
00:36:17,458 --> 00:36:18,375
‫و این‌گونه بود که...

397
00:36:19,041 --> 00:36:23,083
‫ساعت دو ظهر، دنیا زیر نورِ آفتابی احمقانه روشن شد؛

398
00:36:23,166 --> 00:36:25,958
‫آفتابی سرخ‌فام و زبر، مثل غبارِ آجر...

399
00:36:28,000 --> 00:36:30,083
‫و تقریباً به خنکیِ آب

400
00:36:32,791 --> 00:36:34,833
‫و تا ده سال بعد، هیچ بارانی نبارید

401
00:37:21,208 --> 00:37:23,166
‫نزدیک بود از خواب بیدار نشی‌ها

402
00:37:34,875 --> 00:37:36,916
‫خواب خیلی عجیبی دیدم

403
00:37:41,666 --> 00:37:43,375
‫بارون بند نمی‌اومد

404
00:38:21,041 --> 00:38:22,500
‫ماما اورسولا

405
00:40:37,875 --> 00:40:40,375
‫بذارش سرجاش،
‫بیا کمکم کن این حیوون از اینجا در بیاریم

406
00:41:15,208 --> 00:41:16,458
‫من رو ببخش

407
00:41:43,166 --> 00:41:46,583
‫آئورلیانو دوم، با درماندگی نظاره می‌کرد

408
00:41:47,458 --> 00:41:50,333
‫که چگونه آن سیلِ بی‌امان، بی‌رحمانه...

409
00:41:50,416 --> 00:41:55,041
‫هرچه را روزگاری بزرگ‌ترین و استوارترین
‫ثروتِ ماکوندو به شمار می‌رفت، از بین برد

410
00:41:56,708 --> 00:41:59,375
‫و جز بوی تعفن، چیزی بر جای نگذاشت

411
00:42:24,541 --> 00:42:26,166
‫خوب بخوابی

412
00:42:28,375 --> 00:42:31,000
‫این کارها دیگه از ما گذشته

413
00:42:43,500 --> 00:42:46,000
‫به‌نظرت عرب‌ها چقدر واسه این میدن؟

414
00:42:47,625 --> 00:42:48,541
‫چی؟

415
00:42:49,875 --> 00:42:51,541
‫هیچ‌کس ازش استفاده نمی‌کنه

416
00:42:51,625 --> 00:42:53,208
‫چرا الکی نگه‌ش داریم؟

417
00:42:54,291 --> 00:42:57,916
‫تازه، آمارانتا اورسولا هم باید بره،
‫بارون حسابی جیبم رو خالی کرد

418
00:42:59,625 --> 00:43:01,541
‫کجا قراره بره؟

419
00:43:05,041 --> 00:43:08,708
‫یه مدرسه دخترونه تو بروکسل پیدا کردم

420
00:43:10,625 --> 00:43:11,916
‫کِی باید بره؟

421
00:43:14,208 --> 00:43:16,125
‫هرموقع پولش رو جور کردم

422
00:43:16,208 --> 00:43:18,916
‫آئورلیانو هم می‌تونه باهام بیاد؟

423
00:43:31,333 --> 00:43:32,666
‫نه عزیزم

424
00:43:33,250 --> 00:43:35,375
‫اون مدرسه واسه دخترهاست

425
00:43:36,500 --> 00:43:39,916
‫اما من و آئورلیانو منتظر نامه‌هایی که برامون می‌نویسی

426
00:43:40,000 --> 00:43:43,333
‫تعریف می‌کنی چه اتفاقات شگفت‌انگیزی برات افتاده هستیم

427
00:43:43,416 --> 00:43:46,541
‫اگه دختر خوبی باشی، تعطیلات میایم پیشت

428
00:44:18,833 --> 00:44:19,791
‫بچه

429
00:44:23,791 --> 00:44:24,791
‫بیا اینجا

430
00:44:41,791 --> 00:44:43,708
‫بیا، می‌خوام یه‌چیزی نشونت بدم

431
00:44:48,000 --> 00:44:49,000
‫این چیه؟

432
00:44:50,208 --> 00:44:51,375
‫نمی‌دونم

433
00:44:54,791 --> 00:44:57,083
‫هیچ‌کس نمی‌دونه چه زبونیه

434
00:44:57,916 --> 00:44:59,625
‫گفتم شاید تو بتونی ازش سر در بیاری

435
00:44:59,708 --> 00:45:02,541
‫تا وقتی آمارانتا اورسولا برمی‌گرده

436
00:45:04,625 --> 00:45:06,000
‫تا الان،

437
00:45:06,583 --> 00:45:09,916
‫سی‌تا حرفِ تکراری توش پیدا کردم

438
00:45:10,000 --> 00:45:12,458
‫کاراکتر، حرف نه، کاراکترـن

439
00:45:12,541 --> 00:45:15,125
‫کاراکترـن، کاراکتر

440
00:45:15,208 --> 00:45:17,333
‫برای همین خودت رو اینجا حبس کردی؟

441
00:45:18,166 --> 00:45:20,750
‫آره دقیقاً واسه همین

442
00:45:22,041 --> 00:45:26,791
‫و به خاطر این‌که دارم به چیزی فکر می‌کنم که نباید هیچ‌وقت فراموشش کنم

443
00:45:27,583 --> 00:45:29,375
‫چی رو نباید فراموش کنی؟

444
00:45:34,291 --> 00:45:36,416
‫این‌که ارتش ملی...

445
00:45:38,125 --> 00:45:42,208
‫سه هزار کارگر بی‌دفاع رو توی ایستگاه قطار قتل عام کرد

446
00:45:42,291 --> 00:45:45,583
‫الکی نیست. واقعیت داره. واقعاً اتفاق افتاده

447
00:45:46,583 --> 00:45:48,416
‫چرا این کار رو کردن؟

448
00:46:08,166 --> 00:46:10,125
‫حرف زیاد دارم برات بگم

449
00:46:11,750 --> 00:46:12,708
‫خیلی زیاد

450
00:46:33,791 --> 00:46:36,875
‫آئورلیانو دوم نیمه‌شب از خواب پرید

451
00:46:36,958 --> 00:46:40,208
‫با این احساس که انگار چنگال‌های خرچنگی از درون گلویش را می‌فشارند

452
00:46:40,291 --> 00:46:41,333
‫حالت خوبه؟

453
00:46:51,541 --> 00:46:53,791
‫یه ذره خرج داشت،

454
00:46:54,375 --> 00:46:56,875
‫اما اگه عنایت الهی باهات یار باشه،

455
00:46:56,958 --> 00:47:01,583
‫می‌تونی فقط با چند پزو برنده یه کلاویکوردِ اروپایی خوشگل بشی
‫(کلاویکورد: سازی قدیمی شبیه به پیانو)

456
00:47:01,750 --> 00:47:06,541
‫آئورلیانو دوم که می‌ترسید پیش از
‫فرستادن آمارانتا اورسولا به بروکسل بمیرد،

457
00:47:06,625 --> 00:47:09,333
‫سفت و سخت‌تر از همیشه مشغولِ کار کردن بود

458
00:47:09,416 --> 00:47:12,791
‫اون چیه که همیشه جلوی چشم‌مونه اما نمی‌بینیمش؟

459
00:47:13,291 --> 00:47:14,416
‫آینده!

460
00:47:15,000 --> 00:47:16,833
‫ببین، این شماره رو بخر

461
00:47:17,333 --> 00:47:21,333
‫به خواست خدا بوده و فقط هر صد سال یک‌بار درمیاد

462
00:47:22,208 --> 00:47:24,041
‫چندتا بدم؟ دو تا؟

463
00:47:24,125 --> 00:47:25,625
‫خیلی‌خب، شما چی؟ سه تا؟

464
00:47:25,708 --> 00:47:27,250
‫و نیمه‌شب‌ها،

465
00:47:27,333 --> 00:47:30,500
‫می‌کوشید تا با وعظ و موعظه‌های خوش‌اقبالی،

466
00:47:31,000 --> 00:47:34,291
‫زنانِ تنهایی را که کنار جعبه‌های موسیقی اشک می‌ریختند دلداری دهد

467
00:47:34,375 --> 00:47:36,750
‫مشخصه عاشقِ این چیزهای باحالـید

468
00:47:50,041 --> 00:47:51,750
‫هنوز از دستم دلخوری؟

469
00:47:56,541 --> 00:47:58,958
‫با این وضع چطوری با هم‌دیگه زندگی کنیم؟

470
00:48:01,625 --> 00:48:03,750
‫بهت که گفتم من تنهات نمی‌ذارم

471
00:48:05,333 --> 00:48:08,916
‫پترا داره یه تخت واسه خونه‌مون می‌خره

472
00:48:09,000 --> 00:48:11,416
‫اگه بخوای، فردا می‌تونیم بریم اونجا

473
00:48:13,375 --> 00:48:16,458
‫بنال دیگه، یه‌چیزی بگو. آره یا نه؟

474
00:48:17,000 --> 00:48:17,875
‫آره

475
00:48:18,875 --> 00:48:19,708
‫آره؟

476
00:48:20,875 --> 00:48:22,250
‫این چیه؟

477
00:48:23,708 --> 00:48:26,208
‫وسایلت رو جمع کن، فردا می‌ریم

478
00:48:26,708 --> 00:48:29,500
‫دلم خیلی برات تنگ می‌شه مامان‌بزرگ

479
00:48:35,625 --> 00:48:36,583
‫ممنون

480
00:48:42,208 --> 00:48:45,041
‫دوران کودکی آمارانتا اورسولا و آئورلیانوی کوچک،

481
00:48:45,916 --> 00:48:49,125
‫پُر از خاطرات خوشی بود که در کنار یک‌دیگر ساخته بودند

482
00:48:50,000 --> 00:48:51,750
‫خیلی‌خب، بریم دیگه

483
00:48:56,708 --> 00:48:57,541
‫بریم

484
00:49:02,125 --> 00:49:03,833
‫بسه دیگه، بریم

485
00:49:04,875 --> 00:49:07,625
‫بریم. کافیه دیگه، خیلی‌خب

486
00:49:12,666 --> 00:49:13,833
‫زود برمی‌گرده

487
00:50:07,458 --> 00:50:08,916
‫داری می‌میری

488
00:50:21,958 --> 00:50:24,958
‫باید سر قولم بمونم

489
00:50:31,458 --> 00:50:32,833
‫نگران نباش

490
00:50:33,333 --> 00:50:35,166
‫حواسم به نوه‌ت هست

491
00:50:39,833 --> 00:50:41,875
‫هیچ دِینی به من نداری

492
00:50:46,291 --> 00:50:48,250
‫با خیال راحت برو، آئورلیانو

493
00:50:50,166 --> 00:50:51,250
‫شنیدی چی گفتم؟

494
00:50:53,916 --> 00:50:55,250
‫با خیال راحت

495
00:51:23,875 --> 00:51:25,083
‫بیا

496
00:51:30,291 --> 00:51:32,208
‫تو هیچ‌وقت نمی‌خوابی نه؟

497
00:51:34,125 --> 00:51:37,333
‫اومدی با دیوونه‌ی این خونه خداحافظی کنی؟

498
00:51:43,125 --> 00:51:46,125
‫بهم قول بده هیچ‌وقت چیزهایی که
‫بهت گفتم رو یادت نمی‌ره

499
00:51:47,791 --> 00:51:49,583
‫کمک!

500
00:51:57,875 --> 00:51:59,875
‫محض رضای خدا کمک کنید!

501
00:52:06,291 --> 00:52:07,458
‫یه کاری بکنید!

502
00:52:11,875 --> 00:52:13,375
‫یه کاری بکنید!

503
00:52:41,416 --> 00:52:44,083
‫روز نُهم اوت، هر دو در یک زمان جان سپردند...

504
00:52:45,833 --> 00:52:48,500
‫و در مرگ نیز بارِ دیگر همسان و همانند گشتند...

505
00:52:50,875 --> 00:52:52,916
‫همان‌گونه که در نوجوانی بودند

506
00:53:20,541 --> 00:53:21,875
‫او با اندوهی کَران...

507
00:53:21,958 --> 00:53:23,541
‫به قولش وفا کرد

508
00:54:40,833 --> 00:54:42,958
‫از مرگ نترس

509
00:54:47,375 --> 00:54:49,833
‫رنج فقط در زندگی معنا دارد

510
00:54:51,000 --> 00:54:54,291
‫سانتا سوفیا دِ لا پیِداد برای همیشه ناپدید شد

511
00:54:55,208 --> 00:54:59,500
‫او بذرِ منزه و پاکِ رِمِدیوسِ زیبارو را در خانواده کاشت،

512
00:55:00,833 --> 00:55:04,541
‫و زندگی‌اش را وقفِ بزرگ کردنِ فرزندانی کرد

513
00:55:04,625 --> 00:55:08,000
‫که تقریباً فراموش کرده بودند او مادر و مادربزرگشان است

514
00:55:09,541 --> 00:55:14,250
‫او از آئورلیانو بابیلونیا همچون فرزندِ خویش سرپرستی کرد...

515
00:55:14,333 --> 00:55:15,666
‫من رو ببخش

516
00:55:16,166 --> 00:55:18,541
‫بی‌آنکه بداند او در واقع نتیجه خودش است

517
00:55:19,583 --> 00:55:21,000
‫راه خودت رو پیدا کن

518
00:56:08,666 --> 00:56:10,458
‫هیچ‌کس نمی‌فهمه تو وجود داشتی

519
00:56:13,000 --> 00:56:14,000
‫حرومزاده!

520
00:56:16,896 --> 00:56:36,896
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

