﻿1
00:00:54,436 --> 00:01:05,436
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:07,000 --> 00:01:14,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

3
00:01:14,437 --> 00:01:15,979
‫در آن لحظه‌ی شگفت‌انگیز،

4
00:01:17,437 --> 00:01:21,937
‫کلیدهای نهایی ملکیادس
‫بر آئورلیانو بابیلونیا آشکار شد،

5
00:01:22,521 --> 00:01:25,687
‫و وی نوشته‌های روی طومارها را دید

6
00:01:25,771 --> 00:01:28,229
‫که به‌تمامی در زمان و مکان آدم‌ها
‫جای گرفته بودند.

7
00:01:28,896 --> 00:01:31,646
‫اولین نفر از این خاندان به درخت بسته شده بود،

8
00:01:32,437 --> 00:01:36,521
‫و آخرین نفر را مورچه‌ها می‌خوردند.

9
00:01:38,146 --> 00:01:41,979
‫«صد سال تنهایی»

10
00:02:04,896 --> 00:02:08,937
‫در مرکز دایره‌ی گچی‌ای که
‫فقط خودش می‌توانست واردش شود،

11
00:02:09,021 --> 00:02:14,021
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا با
‫دستورهای کوتاه و تغییرناپذیرش،

12
00:02:14,104 --> 00:02:15,312
‫سرنوشت دنیا را تعیین می‌کرد.

13
00:02:16,687 --> 00:02:17,604
‫سرهنگ.

14
00:02:18,604 --> 00:02:20,896
‫چندتا زن اومدن باهاتون حرف بزنن.

15
00:02:20,979 --> 00:02:22,104
‫بذار منتظر بمونن.

16
00:02:25,437 --> 00:02:27,187
‫- آئورلیانو خوزه.
‫- قربان.

17
00:02:27,687 --> 00:02:28,937
‫موچین.

18
00:02:42,062 --> 00:02:47,521
‫مونکادا رو آزاد کنید!

19
00:02:56,687 --> 00:02:58,812
‫مونکادا بی‌گناهه. آزادش کنید!

20
00:02:58,896 --> 00:03:00,521
‫آزادش کنید!

21
00:03:00,604 --> 00:03:01,812
‫خانم‌ها،

22
00:03:02,896 --> 00:03:05,062
‫دارید مقررات منع رفت‌وآمد رو نقض می‌کنید.

23
00:03:05,687 --> 00:03:07,354
‫برگردید خونه.

24
00:03:07,437 --> 00:03:09,937
‫شهر رو پس گرفتی، آئورلیانو.

25
00:03:10,854 --> 00:03:12,562
‫کافی نیست؟

26
00:03:14,354 --> 00:03:16,979
‫اگه حرف دیگه‌ای دارید، خانم‌ها،

27
00:03:17,646 --> 00:03:20,604
‫درخواست رسمی‌تون رو به دادگاه نظامی تحویل بدید.

28
00:03:21,104 --> 00:03:22,271
‫عصر بخیر.

29
00:03:22,854 --> 00:03:24,854
‫هر چی می‌خوای می‌تونی بگی.

30
00:03:26,396 --> 00:03:28,354
‫اما یادت نره، آئورلیانو...

31
00:03:29,937 --> 00:03:33,146
‫تا وقتی خدا بهم عمر بده،
‫من هنوز مادرت هستم.

32
00:03:33,229 --> 00:03:35,562
‫و هر چقدر هم انقلابی شده باشی،

33
00:03:35,646 --> 00:03:39,687
‫اگه لازم باشه هنوز می‌تونم شلوارت رو پایین بکشم
‫و کتکت بزنم.

34
00:03:41,396 --> 00:03:42,812
‫مونکادا رو آزاد کنید!

35
00:03:42,896 --> 00:03:47,979
‫مونکادا رو آزاد کنید!

36
00:04:00,812 --> 00:04:04,812
‫اینقدر از مرگ می‌ترسی که نمی‌تونی
‫با یه محکوم به مرگ حرف بزنی؟

37
00:04:15,937 --> 00:04:16,854
‫همینه.

38
00:04:18,896 --> 00:04:21,479
‫قبل از اعدامم، توی چشمام نگاه کن.

39
00:04:21,562 --> 00:04:23,687
‫بذار یه چیز رو روشن کنم، خوزه راکل.

40
00:04:24,437 --> 00:04:25,854
‫من اعدامت نمی‌کنم.

41
00:04:27,021 --> 00:04:28,896
‫انقلابه که اعدامت می‌کنه.

42
00:04:29,771 --> 00:04:31,646
‫برو به جهنم، آئورلیانو.

43
00:04:32,521 --> 00:04:36,479
‫خودت خوب می‌دونی همه‌ی دادگاه‌های نظامی
‫یه نمایش مسخره‌ان.

44
00:04:39,271 --> 00:04:40,729
‫یه چیزی ازت می‌پرسم.

45
00:04:43,312 --> 00:04:45,812
‫اگه جای من بودی همین کارو نمی‌کردی؟

46
00:04:47,021 --> 00:04:48,229
‫البته که می‌کردم.

47
00:04:48,896 --> 00:04:49,729
‫آره،

48
00:04:50,479 --> 00:04:52,646
‫اما چیزی که نگرانم نمی‌کنه، اعدامه.

49
00:04:53,229 --> 00:04:54,896
‫چیزی که نگرانم می‌کنه اینه

50
00:04:55,521 --> 00:04:58,146
‫که از بس از نظامی‌ها متنفری،

51
00:04:59,437 --> 00:05:01,354
‫آخرش عین خودشون شدی.

52
00:05:20,812 --> 00:05:22,646
‫همه توجه کنید!

53
00:05:26,479 --> 00:05:29,271
‫در سراسر ماکوندو مقررات منع رفت‌وآمد برقرار شده.

54
00:05:30,979 --> 00:05:33,271
‫هیچ‌ کس حق نداره از خونه بیرون بیاد!

55
00:05:34,937 --> 00:05:36,354
‫این وقت شب کجا می‌ری؟

56
00:05:37,812 --> 00:05:39,604
‫می‌رم اعدام رو تماشا کنم.

57
00:05:39,687 --> 00:05:41,187
‫مگه منع رفت‌وآمد نیست؟

58
00:05:42,562 --> 00:05:43,604
‫می‌خوای بیای؟

59
00:05:46,229 --> 00:05:47,646
‫چرا می‌خوای همچین چیزی رو ببینی؟

60
00:05:48,854 --> 00:05:50,687
‫بابای ما رو هم اعدام کردن.

61
00:05:50,771 --> 00:05:54,771
‫خوزه آرکادیو سگوندو و آئورلیانو سگوندو
‫شبیه برادر نبودند،

62
00:05:54,854 --> 00:05:57,187
‫گویی بازی آینه‌ها بود.

63
00:05:57,271 --> 00:05:59,437
‫آن‌قدر شبیه هم بودند

64
00:05:59,521 --> 00:06:01,979
‫که حتی سانتا سوفیا دلا پیداد،

65
00:06:02,062 --> 00:06:04,271
‫مادر خودشان هم نمی‌توانست تشخیصشان دهد.

66
00:06:09,229 --> 00:06:10,521
‫سربازها!

67
00:06:17,354 --> 00:06:18,562
‫آماده!

68
00:06:21,812 --> 00:06:24,354
‫...که در آسمانی،

69
00:06:25,521 --> 00:06:27,479
‫نام تو مقدس باد،

70
00:06:28,604 --> 00:06:30,396
‫ملکوت تو بیاید...

71
00:06:30,479 --> 00:06:31,312
‫نشونه بگیرید!

72
00:06:39,729 --> 00:06:40,812
‫آتش!

73
00:06:55,687 --> 00:06:59,229
‫...اما ما را از شر شیطان رهایی ده.
‫آمین.

74
00:07:02,604 --> 00:07:03,687
‫زنده‌ست!

75
00:07:03,771 --> 00:07:06,396
‫- بگیریدش!
‫- زنده‌ست!

76
00:07:06,479 --> 00:07:07,479
‫زنده‌ست!

77
00:07:07,562 --> 00:07:09,521
‫برادرزاده‌ی سرهنگه.

78
00:07:09,604 --> 00:07:10,771
‫زنده‌ست!

79
00:07:11,396 --> 00:07:13,437
‫- ببریدش!
‫- می‌خواید زنده‌زنده دفنش کنید!

80
00:07:13,521 --> 00:07:14,604
‫- بجنب.
‫- قاتل‌ها!

81
00:07:14,687 --> 00:07:17,021
‫- بگیریدش، لعنتی!
‫- برو بیرون.

82
00:07:17,104 --> 00:07:18,646
‫- از این‌جا ببریدش.
‫- زنده‌ست!

83
00:07:18,729 --> 00:07:20,104
‫راه برو.

84
00:07:22,021 --> 00:07:23,521
‫قاتل‌ها!

85
00:07:23,604 --> 00:07:25,396
‫می‌خواید زنده‌زنده دفنش کنید!

86
00:07:30,604 --> 00:07:31,937
‫قاتل‌ها!

87
00:07:42,396 --> 00:07:46,729
‫خوزه آرکادیو سگوندو از مرگ ژنرال مونکادا
‫چنان متأثر شد

88
00:07:47,854 --> 00:07:49,937
‫که از آن پس از جنگ متنفر شد،

89
00:07:50,729 --> 00:07:53,354
‫و تصمیم گرفت به کلیسای دهکده پناه ببرد.

90
00:07:55,687 --> 00:08:00,146
‫اینجا جمع شده‌ایم تا از مرد بزرگی تجلیل کنیم،

91
00:08:00,937 --> 00:08:04,979
‫مردی که خداوند امروز صبح
‫او را به ملکوتش فراخواند.

92
00:08:05,521 --> 00:08:08,687
‫ژنرال خوزه راکل مونکادا.

93
00:08:09,437 --> 00:08:11,062
‫خدا او را فرا نخواند، پدر!

94
00:08:11,604 --> 00:08:13,604
‫همین لیبرال‌های عوضی کشتنش.

95
00:08:13,687 --> 00:08:15,562
‫- آره!
‫- سرهنگ کشتش.

96
00:08:15,646 --> 00:08:17,854
‫- سرهنگ قاتل!
‫- آره، کار خود سرهنگ بود.

97
00:08:17,937 --> 00:08:19,146
‫سرهنگ لعنتی!

98
00:08:19,229 --> 00:08:21,104
‫ساکت باشید، آقایان!

99
00:08:22,396 --> 00:08:24,729
‫اینجا خانه‌ی خداست...

100
00:08:26,479 --> 00:08:28,687
‫میدان عمومی نیست.

101
00:08:35,229 --> 00:08:36,604
‫در همین حین،

102
00:08:37,271 --> 00:08:39,979
‫آئورلیانو سگوندو، غرق در کتابی
‫که جایی پیدا کرده بود،

103
00:08:40,687 --> 00:08:43,937
‫ملکیادس را بی‌درنگ شناخت.

104
00:08:46,562 --> 00:08:48,021
‫سلام، جوون.

105
00:08:48,104 --> 00:08:52,437
‫آن خاطره‌ی به ‌ارث‌رسیده
‫نسل‌ به ‌نسل منتقل شده بود.

106
00:08:53,479 --> 00:08:56,062
‫و از خاطره‌ی پدربزرگش
‫به او رسیده بود.

107
00:08:58,354 --> 00:08:59,187
‫اون چیه؟

108
00:08:59,271 --> 00:09:01,812
‫از آن پس، هر بعدازظهر همدیگر را می‌دیدند.

109
00:09:02,437 --> 00:09:04,479
‫ملکیادس درباره‌ی دنیا برایش می‌گفت.

110
00:09:05,479 --> 00:09:08,104
‫سعی داشت خِرد سال‌های دورش را
‫در وجود او بنشاند.

111
00:09:08,604 --> 00:09:11,229
‫اما از ترجمه‌ی دست‌نوشته‌ها خودداری می‌کرد،

112
00:09:11,771 --> 00:09:14,229
‫چون قرار نبود کسی از معنایشان باخبر شود

113
00:09:14,312 --> 00:09:16,687
‫تا صد سال بگذرد.

114
00:09:42,521 --> 00:09:43,604
‫خداحافظ.

115
00:10:29,146 --> 00:10:32,771
‫«من همچنان پیوندهایی را که باعث افتخار ماست
‫محکم‌تر می‌کنم،

116
00:10:32,854 --> 00:10:34,979
‫تا به این گوشه از دنیا تعلق داشته باشیم.»

117
00:10:35,604 --> 00:10:37,437
‫این مزخرفات رو کی نوشته؟

118
00:10:48,271 --> 00:10:49,187
‫شکر ریختی؟

119
00:11:07,896 --> 00:11:09,437
‫چی شده، بابا؟

120
00:11:13,812 --> 00:11:16,187
‫هی، چی شده؟

121
00:11:16,271 --> 00:11:18,312
‫- کمک!
‫- چی شده، رفیق؟

122
00:11:18,396 --> 00:11:19,604
‫نفس بکش، رفیق.

123
00:11:19,687 --> 00:11:20,896
‫دکتر!

124
00:11:20,979 --> 00:11:22,771
‫- نفس بکش.
‫- آئورلیانو، چی شده؟

125
00:11:22,854 --> 00:11:24,187
‫- دکتر خبر کنید!
‫- آئورلیانو!

126
00:11:26,396 --> 00:11:28,729
‫مامان اورسولا، آئورلیانو رو مسموم کردن!

127
00:11:36,646 --> 00:11:40,687
‫سانتا سوفیا، یه سبد آماده کن
‫با تخم‌مرغ، سرکه و دو شاخه شوید.

128
00:11:55,562 --> 00:11:57,146
‫منو با پسرم تنها بذارید.

129
00:11:59,229 --> 00:12:00,396
‫گفتم برید!

130
00:12:00,479 --> 00:12:01,604
‫- بجنب.
‫- بریم.

131
00:13:24,979 --> 00:13:29,312
‫رمدیوس زیبا، بیست‌ ساله شد
‫درحالی ‌که لخت توی خونه می‌چرخید.

132
00:13:30,396 --> 00:13:31,937
‫برو یه چیزی بپوش.

133
00:13:32,479 --> 00:13:36,229
‫ذاتش با هر نوع قید و بندی مخالفت می‌کرد.

134
00:13:38,021 --> 00:13:39,604
‫آئورلیانو خوزه.

135
00:13:40,187 --> 00:13:41,312
‫ببخشش.

136
00:13:41,812 --> 00:13:43,812
‫نمی‌تونیم جلوشو بگیریم.

137
00:13:44,354 --> 00:13:46,937
‫عادت بدی نیست، مامان. هوا گرمه.

138
00:13:48,687 --> 00:13:50,187
‫بابات چطوره؟

139
00:13:51,812 --> 00:13:53,312
‫مادربزرگ هنوز پیششه.

140
00:13:54,021 --> 00:13:56,396
‫به قدری استریکنین بهش دادن
‫که می‌تونه یه اسب رو بکشه،

141
00:13:56,479 --> 00:13:59,271
‫ولی اورسولا می‌گه جون سالم به در می‌بره.

142
00:14:00,062 --> 00:14:01,021
‫آمین.

143
00:14:01,812 --> 00:14:03,687
‫اتاقت رو آماده کنم؟

144
00:14:03,771 --> 00:14:05,312
‫نه، ممنون.

145
00:14:08,354 --> 00:14:09,896
‫فقط اومدم یه چیزی بردارم.

146
00:14:09,979 --> 00:14:11,437
‫وسایلم هنوز اون ‌جاست؟

147
00:14:13,187 --> 00:14:15,229
‫اورسولا نمی‌ذاره دست به چیزی بزنیم.

148
00:14:15,937 --> 00:14:19,521
‫هنوز امیدواره یه روز
‫عقلت سر جاش بیاد.

149
00:14:25,021 --> 00:14:25,854
‫ببخشید.

150
00:14:26,896 --> 00:14:27,812
‫بفرمایید.

151
00:14:31,396 --> 00:14:34,396
‫آئورلیانو خوزه حالا می‌دونست
‫باید چه کار کنه.

152
00:14:35,312 --> 00:14:37,896
‫چون دیگه بچه‌ای نبود
‫که از تاریکی بترسه،

153
00:14:38,937 --> 00:14:40,937
‫بلکه یه حیوان وحشی بود.

154
00:14:41,771 --> 00:14:42,729
‫کیه؟

155
00:14:43,854 --> 00:14:44,687
‫آمارانتا، منم.

156
00:14:48,354 --> 00:14:49,437
‫بذار بیام تو.

157
00:15:14,937 --> 00:15:15,937
‫نکن. گفتم نه.

158
00:15:17,396 --> 00:15:19,021
‫لطفاً به حرفم گوش کن.

159
00:15:21,521 --> 00:15:24,104
‫توی جنگ با یه سرهنگ لیبرال آشنا شدم

160
00:15:24,687 --> 00:15:26,229
‫و درباره‌ی خودمون بهش گفتم.

161
00:15:26,729 --> 00:15:28,687
‫همیشه می‌دونستم بی‌پروایی!

162
00:15:28,771 --> 00:15:30,729
‫بهش گفتم می‌خوام با عمه‌م ازدواج کنم.

163
00:15:30,812 --> 00:15:32,771
‫فقط بی‌پروایی نیستی، احمقی.

164
00:15:35,604 --> 00:15:37,854
‫گفت این جنگ برای همین راه افتاده.

165
00:15:40,646 --> 00:15:43,271
‫تنها کاری که برات نکردم
‫این بود که بهت شیر بدم.

166
00:15:43,354 --> 00:15:45,062
‫عملاً مادرت هستم.

167
00:15:45,604 --> 00:15:46,604
‫همین حالا برو.

168
00:15:47,479 --> 00:15:49,979
‫این بار جدی می‌گم، آئورلیانو خوزه.

169
00:15:50,604 --> 00:15:52,021
‫دیگه هیچ‌وقت برنگرد،

170
00:15:52,604 --> 00:15:53,729
‫وگرنه خودمو می‌کشم.

171
00:16:37,854 --> 00:16:42,437
‫هیچ‌کس نمی‌دونست خوزه آرکادیو سگوندو
‫از کی شروع کرد به صدا در آوردن ناقوس‌های برج...

172
00:16:45,104 --> 00:16:47,979
‫یا از کِی در مراسم عشای ربانی
‫به پدر آنتونیو ایزابل کمک می‌کرد،

173
00:16:48,062 --> 00:16:50,479
‫یا از کی خروس‌های کلیسا رو نگه می‌داشت.

174
00:16:51,354 --> 00:16:54,187
‫همون‌قدر که در ترفندهای خروس‌جنگی ماهر بود،

175
00:16:54,687 --> 00:16:56,937
‫در ترفندهای الهیاتی هم استاد شد.

176
00:17:11,562 --> 00:17:13,229
‫مبارزه رو شروع می‌کنیم.

177
00:17:27,062 --> 00:17:30,271
‫بکشش!

178
00:17:30,354 --> 00:17:33,937
‫بکشش!

179
00:17:44,396 --> 00:17:45,729
‫ممنون، مامان.

180
00:17:46,437 --> 00:17:49,271
‫می‌خوای تا خوب بشی تو ماکوندو بمونی؟

181
00:17:56,729 --> 00:17:59,062
‫پس خدا پشت‌ و پناهت باشه، پسرم.

182
00:18:20,062 --> 00:18:21,687
‫آماده بشید، آقایان.

183
00:18:23,896 --> 00:18:26,146
‫امروز طبق برنامه راه می‌افتیم.

184
00:18:28,104 --> 00:18:32,146
‫ببخشید، ولی بهتره چند روزی
‫استراحت کنی، رفیق.

185
00:18:32,229 --> 00:18:35,187
‫تصمیم گرفتم تو رو
‫رئیس غیرنظامی و نظامی کنم.

186
00:18:40,062 --> 00:18:42,646
‫ماکوندو به یه آدم قابل‌اعتماد نیاز داره.

187
00:18:43,687 --> 00:18:47,687
‫و من هم لازم دارم شما حساب اون حروم‌زاده‌هایی
‫رو که قصد جونم رو کردن، برسید.

188
00:18:52,479 --> 00:18:53,937
‫پسرم کجاست؟

189
00:18:57,979 --> 00:18:59,604
‫آئورلیانو خوزه کجاست؟

190
00:18:59,687 --> 00:19:00,896
‫نمی‌دونم.

191
00:19:07,979 --> 00:19:10,521
‫کسی که نمی‌خواد
‫عضو یه انقلاب باشه...

192
00:19:11,854 --> 00:19:13,771
‫نباید عضو اون باشه.

193
00:19:30,729 --> 00:19:34,312
‫- درباره‌ی سرهنگ شنیدی؟
‫- معلومه. نزدیک بود بکشنش.

194
00:19:38,021 --> 00:19:40,646
‫محاله. عمرش به دنیا نیست.

195
00:19:41,271 --> 00:19:42,771
‫درباره‌ی سرهنگ حرف می‌زنی؟

196
00:19:43,937 --> 00:19:48,021
‫- من فقط اومدم مشروب بخورم، باشه؟
‫- باشه، نگران نباش. مشکلی نیست.

197
00:19:48,104 --> 00:19:50,812
‫- همیشه همین بساطه.
‫- ماکوندو لیبراله!

198
00:19:50,896 --> 00:19:52,271
‫هی، چه مرگته؟

199
00:19:52,979 --> 00:19:55,604
‫امیدوارم سرهنگ رو بکشن!

200
00:19:55,687 --> 00:19:56,729
‫منم همین‌طور!

201
00:20:18,437 --> 00:20:20,021
‫لیبرال‌ها رو بکشید!

202
00:21:30,687 --> 00:21:31,521
‫بفرما.

203
00:21:33,479 --> 00:21:34,437
‫ممنون.

204
00:21:40,312 --> 00:21:41,729
‫من چطور از این‌جا سر درآوردم؟

205
00:21:43,229 --> 00:21:44,896
‫نیمکت پارک رو ترجیح می‌دی؟

206
00:21:53,687 --> 00:21:54,812
‫یکی دیگه داری؟

207
00:21:55,521 --> 00:21:56,812
‫همین رو بگیر.

208
00:22:01,687 --> 00:22:04,979
‫پیلار ترنرا تمام امیدش رو از دست داده بود،

209
00:22:05,896 --> 00:22:08,562
‫اما دلش بدون کینه پیر شده بود.

210
00:22:14,021 --> 00:22:16,437
‫با گذشت زمان، رابطه‌شون
‫از مادر و پسر بودن فراتر رفت.

211
00:22:17,771 --> 00:22:20,062
‫در تنهایی‌شون همدست هم شدند.

212
00:22:22,437 --> 00:22:24,479
‫[تلگراف مارکونی]

213
00:22:26,354 --> 00:22:28,104
‫[احمق نباش. بارون در ماه اوت طبیعیه.]

214
00:22:31,229 --> 00:22:33,687
‫ارتش محافظه‌کاران پیشروی نکرده.

215
00:22:34,396 --> 00:22:36,604
‫اوضاع شهر تحت کنترله.

216
00:22:39,771 --> 00:22:43,229
‫جرینلدو، در مقام رئیس غیرنظامی و نظامی ماکوندو،

217
00:22:43,979 --> 00:22:47,854
‫هفته‌ای دو بار از طریق تلگراف

218
00:22:47,937 --> 00:22:50,104
‫با سرهنگ آئورلیانو بوئندیا صحبت می‌کرد.

219
00:22:53,896 --> 00:22:55,354
‫سرهنگ مارکس...

220
00:22:56,812 --> 00:22:59,312
‫به سیه‌را نوادا نزدیک شده‌ایم.

221
00:23:00,479 --> 00:23:01,896
‫جنگ سخته،

222
00:23:02,396 --> 00:23:04,646
‫اما فداکاری‌هامون نتیجه می‌ده.

223
00:23:05,396 --> 00:23:07,854
‫برای دودلی و ضعف وقت نداریم.

224
00:23:09,312 --> 00:23:11,937
‫با احترام، سرهنگ آئورلیانو بوئندیا.

225
00:23:13,646 --> 00:23:14,896
‫خانواده‌ات حالشون خوبه.

226
00:23:16,354 --> 00:23:18,812
‫اورسولا، مثل همیشه محکم و پابرجا،

227
00:23:18,896 --> 00:23:21,604
‫هنوز در سراسر ماکوندو
‫آب‌نبات‌های خودش رو می‌فروشه.

228
00:23:22,562 --> 00:23:25,604
‫اما کم‌کم، نقطه‌ها و خط‌های صدایش

229
00:23:26,312 --> 00:23:27,854
‫دوردست‌تر و محوتر شدند.

230
00:23:27,937 --> 00:23:31,062
‫آئورلیانو، توی ماکوندو بارون میاد.

231
00:23:37,104 --> 00:23:38,729
‫احمق نباش، جرینلدو.

232
00:23:39,479 --> 00:23:41,896
‫تو ماکوندو، بارون ماه اوت طبیعیه.

233
00:24:00,312 --> 00:24:03,687
‫فیض عیسی مسیح، پروردگار ما،

234
00:24:03,771 --> 00:24:05,979
‫همیشه با همه‌ی شما باد.

235
00:24:06,062 --> 00:24:08,062
‫و با روح تو نیز.

236
00:24:08,646 --> 00:24:12,396
‫به نام پدر، پسر و روح‌القدس. آمین.

237
00:24:12,479 --> 00:24:13,604
‫آمین.

238
00:24:16,812 --> 00:24:18,062
‫بفرمایید بنشینید.

239
00:24:20,396 --> 00:24:24,812
‫امروز می‌خوایم قربانی عشای ربانی رو تقدیم کنیم

240
00:24:24,896 --> 00:24:28,937
‫تا درگیری‌هایی که بین ما شکل گرفته

241
00:24:29,021 --> 00:24:30,479
‫بر سر ایمان به مسیح، پایان بگیره.

242
00:24:31,187 --> 00:24:34,937
‫چون آدم‌های شرور با خودشون گفتند،

243
00:24:35,021 --> 00:24:39,437
‫به قول سلیمان،
‫درحالی ‌که بی‌حکمت می‌اندیشیدند:

244
00:24:39,521 --> 00:24:43,896
‫عمر ما کوتاه و پر از رنجه.

245
00:24:43,979 --> 00:24:47,229
‫پایان زندگی انسان هیچ تسلایی نداره

246
00:24:47,896 --> 00:24:49,396
‫و بعد از مرگش هم همین‌طور،

247
00:24:49,479 --> 00:24:51,437
‫و کسی هم سراغ نداریم

248
00:24:51,521 --> 00:24:54,729
‫که از جهنم یا دنیای دیگر برگشته باشه.

249
00:24:55,604 --> 00:24:57,354
‫رمدیوس، خواهش می‌کنم.

250
00:24:57,979 --> 00:24:59,562
‫شالت کجاست؟

251
00:25:00,687 --> 00:25:02,354
‫چی کارش کردی؟

252
00:25:02,896 --> 00:25:06,646
‫ای پدر ما که در آسمانی،
‫نام تو مقدس باد...

253
00:26:00,521 --> 00:26:03,187
‫آمارانتا، تو رو به خدا،
‫چرا در رو باز نمی‌کنی؟

254
00:26:12,854 --> 00:26:14,187
‫خانم اورسولا،

255
00:26:15,354 --> 00:26:17,937
‫من آسونسیون سنتنو هستم
‫و این هم پسرمه.

256
00:26:21,687 --> 00:26:24,271
‫لازم نیست چیز دیگه‌ای بگید، خانم.

257
00:26:26,187 --> 00:26:28,062
‫این نگاه رو می‌شناسم.

258
00:26:30,396 --> 00:26:32,812
‫آمارانتا، دفترچه رو برام بیار.

259
00:26:45,000 --> 00:26:52,000


260
00:27:04,562 --> 00:27:06,896
‫بچه‌ها رو از هر سنی آورده بودند،

261
00:27:06,979 --> 00:27:08,479
‫با هر رنگ پوستی،

262
00:27:08,979 --> 00:27:10,437
‫اما همه پسر بودند.

263
00:27:16,437 --> 00:27:20,521
‫همه‌شون حال‌ و هوای تنهایی داشتند،
‫پس نسبت فامیلی‌شان انکارشدنی نبود.

264
00:27:40,021 --> 00:27:44,604
‫اسم همه‌شان را آئورلیانو گذاشتند
‫و نام خانوادگی مادرشان را به آن افزودند.

265
00:27:44,687 --> 00:27:47,396
‫قانون اجازه نمی‌داد
‫نام خانوادگی پدرشان را داشته باشند

266
00:27:47,479 --> 00:27:49,437
‫مگر اینکه پدرشان آن‌ها را به رسمیت بشناسد.

267
00:28:00,271 --> 00:28:03,604
‫می‌خوام چهار بطری رام
‫از خزینه‌ی کلیسا بیاری.

268
00:28:04,104 --> 00:28:05,229
‫فقط یکی مونده.

269
00:28:05,312 --> 00:28:06,937
‫دیشب همه‌شون رو خوردن.

270
00:28:08,312 --> 00:28:10,687
‫امروز از شراب تقدیس‌شده استفاده می‌کنیم.

271
00:28:12,396 --> 00:28:13,812
‫سلام!

272
00:28:14,771 --> 00:28:16,521
‫سلام!

273
00:28:17,854 --> 00:28:20,646
‫پدر، ببخشید که بی‌خبر مزاحم شدم.

274
00:28:21,146 --> 00:28:22,812
‫شنیدم خیلی مهربونید.

275
00:28:22,896 --> 00:28:24,396
‫شاید بتونید کمکم کنید.

276
00:28:25,646 --> 00:28:26,896
‫از آشنایی‌تون خوشحالم.

277
00:28:27,812 --> 00:28:30,437
‫پترا کوتس هستم. تازه به ماکوندو رسیدم.

278
00:28:30,937 --> 00:28:32,687
‫پدر آنتونیو ایزابل.

279
00:28:36,562 --> 00:28:41,729
‫می‌خواستم ببینم لطف می‌کنید اجازه بدید
‫امشب خرگوشم رو قرعه‌کشی کنم.

280
00:28:42,229 --> 00:28:44,104
‫وسط خروس‌جنگی.

281
00:28:45,396 --> 00:28:49,062
‫بستگی داره
‫وابسته به کدوم حزب سیاسی باشی، پترا.

282
00:28:52,646 --> 00:28:55,937
‫پدر، من عضو حزب سیاسی خدا هستم.

283
00:28:56,812 --> 00:28:59,229
‫پس امشب ساعت هشت بیا.

284
00:29:01,646 --> 00:29:03,729
‫خدا حفظتون کنه، پدر.

285
00:29:34,021 --> 00:29:35,604
‫ده پزو روی گردباد.

286
00:29:36,104 --> 00:29:37,104
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

287
00:29:38,396 --> 00:29:39,604
‫اومدم شرط ببندم.

288
00:29:40,396 --> 00:29:41,562
‫مگه اجازه ندارم؟

289
00:29:42,604 --> 00:29:44,562
‫اگه ببیننت، بیرونت می‌کنن.

290
00:29:45,562 --> 00:29:48,021
‫اینجا خانه‌ی خداست.

291
00:29:48,104 --> 00:29:49,521
‫همه اینجا قدمشون سر چشمه.

292
00:29:49,604 --> 00:29:51,604
‫مبارزه شروع میشه!

293
00:29:55,562 --> 00:29:58,229
‫بیست به پانزده روی پینتو. کی پایه‌ست؟

294
00:29:58,312 --> 00:30:01,562
‫- مگه اون لیبرال نیست؟
‫- بجنب خروس! بجنب! نوکش بزن!

295
00:30:02,229 --> 00:30:04,937
‫- نوکش بزن، گردباد!
‫- بندازینش بیرون!

296
00:30:06,104 --> 00:30:08,271
‫چه خبره؟
‫ولم کن، خوزه آرکادیو.

297
00:30:09,729 --> 00:30:12,146
‫یه بار دیگه دست روم بلند کنی،
‫صورتت رو داغون می‌کنم.

298
00:30:12,229 --> 00:30:14,396
‫این پسر سرهنگه!
‫بندازینش بیرون!

299
00:30:14,479 --> 00:30:15,729
‫بندازینش بیرون.

300
00:30:15,812 --> 00:30:17,187
‫بیرونش کنید.

301
00:30:18,687 --> 00:30:20,146
‫باشه، دیگه بسه.

302
00:30:22,354 --> 00:30:24,104
‫ورود لیبرال‌ها ممنوعه.

303
00:30:24,896 --> 00:30:26,604
‫کی گفته من لیبرالم؟

304
00:30:27,146 --> 00:30:28,937
‫فقط می‌خواستم شرط ببندم.

305
00:30:31,521 --> 00:30:34,146
‫برو خونه، یا برو کاتارینو.
‫مستی.

306
00:30:34,229 --> 00:30:36,021
‫از کی تا حالا محافظه‌کار شدی؟

307
00:30:40,229 --> 00:30:42,354
‫راستی چرا دوست‌دخترت رو قایم می‌کنی؟

308
00:30:44,187 --> 00:30:45,479
‫اون دوست‌دخترم نیست.

309
00:30:48,729 --> 00:30:49,854
‫از آشنایی‌تون خوشوقتم.

310
00:30:57,437 --> 00:30:58,979
‫بابت رفتار برادرزاده‌م عذر می‌خوام.

311
00:30:59,604 --> 00:31:02,771
‫هنوز با هیچ زنی سر و کار نداشته.
‫برای همینه این‌قدر بی‌ادبه.

312
00:31:03,771 --> 00:31:05,479
‫اما من زن‌ها رو خوب می‌شناسم.

313
00:31:09,062 --> 00:31:10,021
‫فقط برو.

314
00:31:11,021 --> 00:31:12,021
‫گمشو.

315
00:31:13,812 --> 00:31:14,854
‫خوزه آرکادیو.

316
00:31:17,271 --> 00:31:18,646
‫زنده‌باد عشق!

317
00:31:36,729 --> 00:31:42,729
‫پنج، شش، هفت، هشت.

318
00:32:26,062 --> 00:32:27,479
‫قصاب!

319
00:32:29,354 --> 00:32:30,729
‫قصاب!

320
00:32:44,687 --> 00:32:46,146
‫خبر تازه‌ای هست؟

321
00:32:47,229 --> 00:32:50,146
‫فرستاده‌ای با پیامی از طرف رئیس‌جمهور رسیده.

322
00:32:50,687 --> 00:32:51,979
‫بگو بیاد تو.

323
00:32:52,812 --> 00:32:53,937
‫و گوش کن.

324
00:32:54,021 --> 00:32:55,354
‫یه روانداز برام بیار.

325
00:32:56,229 --> 00:32:57,812
‫اینجا از سرما یخ زدم.

326
00:33:12,146 --> 00:33:14,187
‫صبح به‌خیر. من...

327
00:33:14,896 --> 00:33:16,396
‫براتون...

328
00:33:17,396 --> 00:33:18,396
‫نامه‌ای از طرف...

329
00:33:19,729 --> 00:33:21,021
‫رئیس‌جمهور آوردم.

330
00:33:22,854 --> 00:33:23,854
‫خودت بخونش.

331
00:33:24,354 --> 00:33:25,729
‫دارم لباس می‌پوشم.

332
00:33:29,646 --> 00:33:34,646
‫جناب... آئورلیانو...

333
00:33:34,729 --> 00:33:35,729
‫بوئندیا.

334
00:33:35,812 --> 00:33:37,187
‫بوئندیا.

335
00:33:38,021 --> 00:33:40,271
‫«ملت در آرزوی صلحه.

336
00:33:43,937 --> 00:33:46,437
‫از شما می‌خوام با آتش‌بس موافقت کنید.

337
00:33:47,021 --> 00:33:48,271
‫با تسلیم شدن،

338
00:33:48,354 --> 00:33:52,104
‫آینده‌ای رو تضمین می‌کنیم که در اون،
‫نام شما نه به خاطر جنگ،

339
00:33:52,187 --> 00:33:54,354
‫بلکه به خاطر قهرمانی‌تون در راه صلح
‫به یاد بمونه.»

340
00:34:08,854 --> 00:34:13,812
‫جناب رئیس‌جمهور...

341
00:34:16,187 --> 00:34:17,937
‫با عرض احترام...

342
00:34:21,437 --> 00:34:25,646
‫شما و آتش‌بس‌تون می‌تونید برید به جهنم.

343
00:34:50,521 --> 00:34:53,229
‫گمشده در تنهایی قدرت عظیمش،

344
00:34:53,771 --> 00:34:55,229
‫کم‌کم راهش رو گم کرد.

345
00:34:57,854 --> 00:35:01,062
‫دستورهاش قبل از اینکه صادر بشن
‫اجرا می‌شدن،

346
00:35:01,771 --> 00:35:03,854
‫حتی پیش از اینکه به ذهن خودش برسن.

347
00:35:05,354 --> 00:35:07,187
‫و همیشه فراتر می‌رفتن

348
00:35:07,271 --> 00:35:10,021
‫از چیزی که خودش جرات می‌کرد
‫به سربازها دستور دهد.

349
00:35:13,437 --> 00:35:17,437
‫[سرهنگ آئورلیانو بوئندیا به آتش‌بس نه می‌گوید]

350
00:35:33,937 --> 00:35:35,396
‫آئورلیانو بوئندیا...

351
00:35:38,354 --> 00:35:41,229
‫رهبر گروه شورشی در کارائیب،

352
00:35:42,146 --> 00:35:46,146
‫خشونت به راه انداخته و پیامی هولناک
‫برای رئیس‌جمهور فرستاده است.

353
00:35:50,437 --> 00:35:51,771
‫شواهدی هست

354
00:35:53,021 --> 00:35:55,104
‫که نشون می‌ده خود بوئندیا

355
00:35:55,187 --> 00:35:57,854
‫شخصاً سر فرستاده رو از تنش جدا کرده

356
00:35:59,521 --> 00:36:03,937
‫و این پیام هولناک رو
‫برای رئیس‌جمهور فرستاده.

357
00:36:05,937 --> 00:36:10,437
‫این پیام، که ردّ بی‌چون‌ و چرای آتش‌بس بود،

358
00:36:10,521 --> 00:36:13,312
‫تمام کشور رو شوکه کرده.

359
00:36:16,104 --> 00:36:17,937
‫بهتره امشب بیرون نری.

360
00:36:18,437 --> 00:36:20,937
‫ماجرای پدرت ممکنه دردسر درست کنه.

361
00:36:22,062 --> 00:36:24,021
‫نگران نباش. می‌رم تئاتر.

362
00:36:26,979 --> 00:36:29,021
‫یکی هست که می‌خوام باهاش آشنات کنم.

363
00:36:29,104 --> 00:36:31,146
‫جدی؟ کیه؟

364
00:36:31,937 --> 00:36:32,979
‫بمون.

365
00:36:33,896 --> 00:36:35,729
‫خودم معرفیت می‌کنم.

366
00:36:38,479 --> 00:36:41,104
‫قول می‌دم زود برگردم،
‫اون‌وقت تو معرفیم کن.

367
00:36:50,896 --> 00:36:53,604
‫فردا راهی آستوریاس می‌شیم.

368
00:36:53,687 --> 00:36:56,771
‫پرتغال که به ما پناه داده،
‫راه رو برای پیشرفت‌مون باز می‌کنه.

369
00:36:56,854 --> 00:36:58,062
‫پس فردا می‌بینمتون.

370
00:36:58,146 --> 00:37:00,271
‫خواب‌های خوب ببینی، تئودیا.

371
00:37:00,354 --> 00:37:04,146
‫قربان، مواظب خوابم هستید؟

372
00:37:04,229 --> 00:37:06,896
‫از این به بعد، بین ما دوتا
‫نه اولی هست، نه دومی.

373
00:37:06,979 --> 00:37:09,687
‫- قربان...
‫- تا صبح تنهام بذار.

374
00:37:10,979 --> 00:37:13,521
‫هر چه دوست داشتم، اونجا از دست دادم.

375
00:37:13,604 --> 00:37:14,687
‫- منم همین‌طور.
‫- منم.

376
00:37:14,771 --> 00:37:16,812
‫پدر و مادر، خواهر و برادر...

377
00:37:17,646 --> 00:37:19,187
‫دوستام بهم خیانت کردن.

378
00:37:19,271 --> 00:37:21,937
‫- به منم خیانت کردن.
‫- مجبور شدم فرار کنم.

379
00:37:22,021 --> 00:37:24,187
‫- هیچی از این بدتر نیست.
‫- برای منم همین‌طور.

380
00:37:24,271 --> 00:37:27,062
‫گاهی به انتقام‌های وحشتناک فکر می‌کنم.

381
00:37:28,604 --> 00:37:31,021
‫- این خنجر مال توئه؟
‫- آره.

382
00:37:31,104 --> 00:37:33,604
‫این آهن، مرگ گوت‌هاست.

383
00:37:33,687 --> 00:37:35,562
‫- من گوت هستم.
‫- منم همین‌طور!

384
00:37:35,646 --> 00:37:37,312
‫اون هم دشمنشه.

385
00:37:37,396 --> 00:37:38,729
‫هی، ساکت باشید.

386
00:37:52,896 --> 00:37:54,979
‫تا حالا تئاتر نرفته بودم.

387
00:37:55,062 --> 00:37:57,187
‫منم همین‌طور. باز هم میایم.

388
00:37:57,271 --> 00:37:59,896
‫برو به مادربزرگت تف کن،
‫مرتیکه‌ی محافظه‌کار!

389
00:38:01,979 --> 00:38:03,812
‫تو اینجا از همه عوضی‌تری!

390
00:38:03,896 --> 00:38:04,979
‫درسته!

391
00:38:05,937 --> 00:38:07,354
‫- بسه دیگه.
‫- یا خدا.

392
00:38:08,854 --> 00:38:10,771
‫اولین سنگ رو باید کسی پرت کنه...

393
00:38:13,229 --> 00:38:16,771
‫که با مادر هرزه‌اش هم‌بستر نشده باشه.

394
00:38:18,937 --> 00:38:20,604
‫اگه باز درباره‌ی مادرم حرف بزنی،
‫می‌کشمت!

395
00:38:20,687 --> 00:38:22,521
‫- حروم‌زاده!
‫- حسابش رو برس!

396
00:38:22,604 --> 00:38:24,437
‫تازه، علاوه بر اینکه حروم‌زاده‌ست،

397
00:38:25,146 --> 00:38:26,062
‫بوئندیا هم هست.

398
00:38:26,146 --> 00:38:27,604
‫بوئندیاها رو از اینجا بندازید بیرون!

399
00:38:28,854 --> 00:38:31,937
‫پسر ارشد بزرگ‌ترین عوضی‌ای
‫که این شهر به خودش دیده.

400
00:38:36,354 --> 00:38:37,812
‫بیا بریم. برگردیم خونه.

401
00:38:50,271 --> 00:38:51,896
‫کارملیتا مونتیل،

402
00:38:53,021 --> 00:38:57,396
‫دوشیزه‌ای بیست‌ساله،
‫تازه با آب شکوفه‌ی پرتقال غسل کرده بود.

403
00:38:58,437 --> 00:39:01,521
‫داشت روی تخت پیلار ترنرا
‫برگ‌های رزماری می‌پاشید

404
00:39:01,604 --> 00:39:03,229
‫که صدای شلیک بلند شد.

405
00:39:06,562 --> 00:39:08,354
‫- بگیریدش!
‫- جلوش رو بگیرید!

406
00:39:11,146 --> 00:39:13,854
‫اون مرتیکه‌ی محافظه‌کار رو بکشید!

407
00:39:19,687 --> 00:39:22,479
‫قرار بود آئورلیانو خوزه
‫خوشبختی‌ای رو تجربه کنه

408
00:39:22,562 --> 00:39:24,646
‫که آمارانتا ازش دریغ کرده بود؛

409
00:39:25,354 --> 00:39:27,187
‫هفت تا بچه داشته باشه

410
00:39:28,187 --> 00:39:30,271
‫و در پیری، در آغوش او بمیره.

411
00:39:59,479 --> 00:40:01,396
‫چند نفر لازم بود

412
00:40:02,062 --> 00:40:05,646
‫تا پیکر تکه‌تکه‌ی مردی رو توی فرغون بذارن،

413
00:40:06,646 --> 00:40:09,021
‫پیکری که مثل نون خیس از هم وا می‌رفت.

414
00:40:14,354 --> 00:40:17,187
‫روحش قرین آرامش.

415
00:40:17,854 --> 00:40:21,312
‫به نام پدر، پسر و روح‌القدس.

416
00:40:22,229 --> 00:40:24,729
‫آرام بخواب، پسرم.

417
00:41:05,979 --> 00:41:09,937
‫[اینجا، خودنمایی‌های آدمی به پایان می‌رسد]

418
00:41:15,604 --> 00:41:16,437
‫چند ماه بعد،

419
00:41:16,521 --> 00:41:19,437
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا به ماکوندو برگشت...

420
00:41:20,562 --> 00:41:23,771
‫بعد از این‌که برای سرکوب شورش‌های
‫افسرهای خودش،

421
00:41:24,271 --> 00:41:27,729
‫به تصورناپذیرترین حد بی‌رحمی رسیده بود.

422
00:41:42,562 --> 00:41:44,646
‫بی ‌سر و صدا و بدون اسکورت رسید.

423
00:41:46,687 --> 00:41:49,187
‫با اینکه هوا گرم بود،
‫خودش رو در پتو پیچیده بود.

424
00:41:50,271 --> 00:41:51,896
‫از این بلاتکلیفی خسته بود،

425
00:41:51,979 --> 00:41:54,521
‫از دور باطل آن جنگ بی‌پایان

426
00:41:55,021 --> 00:41:57,729
‫که همیشه او را به همان نقطه برمی‌گرداند.

427
00:41:58,771 --> 00:42:00,521
‫هر روز پیرتر،

428
00:42:01,271 --> 00:42:02,562
‫خسته‌تر،

429
00:42:03,437 --> 00:42:08,271
‫و بی ‌آنکه بداند چرا، چطور، یا تا کی.

430
00:42:19,854 --> 00:42:22,146
‫چطور می‌تونی کنار یه قاتل بشینی؟

431
00:42:22,229 --> 00:42:23,354
‫ممنون.

432
00:42:27,854 --> 00:42:30,604
‫- پسر خودش به خاطر اون کشته شد.
‫- این حرف رو نزن.

433
00:42:31,187 --> 00:42:34,146
‫- آئورلیانو خوزه داشت...
‫- به خاطر جنایت‌هاش ازش انتقام گرفتن.

434
00:42:34,229 --> 00:42:35,521
‫کشتنش...

435
00:42:37,271 --> 00:42:40,646
‫چون جنگ همیشه به بی‌گناه‌ها
‫بیشتر ظلم می‌کنه.

436
00:42:42,396 --> 00:42:44,312
‫اما همه‌ی جنگ‌ها همینن.

437
00:43:02,229 --> 00:43:05,396
‫اینا اسم بقیه‌ی بچه‌هات هستن.

438
00:43:07,562 --> 00:43:10,146
‫تا حالا هفده نفر خودشون رو معرفی کردن.

439
00:43:12,937 --> 00:43:14,479
‫سرهنگ آن‌وقت فهمید

440
00:43:14,562 --> 00:43:18,771
‫آن بچه‌ها و نوجوان‌هایی که همه‌ جا بودند

441
00:43:19,729 --> 00:43:22,271
‫و با چشم‌های خودش به او نگاه می‌کردند،

442
00:43:23,271 --> 00:43:27,396
‫همان فرزندانی بودند که از زن‌هایی داشت
‫که اسم هیچ ‌کدام‌شان را نمی‌دانست.

443
00:43:33,729 --> 00:43:35,021
‫خوبی، پسرم؟

444
00:43:44,437 --> 00:43:47,562
‫از پایتخت خبر رسید که برگشتی ماکوندو.

445
00:43:48,896 --> 00:43:50,979
‫یه فرستاده‌ی دیگه فرستادن.

446
00:43:52,396 --> 00:43:54,062
‫وکیل‌های حزب.

447
00:43:59,729 --> 00:44:00,979
‫آقای بوئندیا.

448
00:44:01,562 --> 00:44:03,479
‫ما از طرف رئیس‌جمهور اومدیم.

449
00:44:03,562 --> 00:44:05,896
‫می‌دونم چی می‌خواید.
‫بریم سر اصل مطلب.

450
00:44:06,729 --> 00:44:08,271
‫خب، آقای بوئندیا،

451
00:44:09,271 --> 00:44:12,312
‫رئیس‌جمهور دوباره تأکید کرده
‫که حاضره در تمام شهرهایی

452
00:44:12,396 --> 00:44:16,729
‫که آزاد کردید،
‫در ازای سه شرط

453
00:44:16,812 --> 00:44:18,521
‫به شما مشارکت سیاسی بده.

454
00:44:18,604 --> 00:44:19,687
‫گوش می‌دم.

455
00:44:19,771 --> 00:44:20,646
‫بله.

456
00:44:22,229 --> 00:44:27,646
‫اول، باید از بازبینی سندهای مالکیت
‫صرف‌نظر کنید.

457
00:44:28,854 --> 00:44:33,896
‫دوم، مبارزه با نفوذ کلیسا رو کنار بذارید.

458
00:44:34,979 --> 00:44:36,354
‫و در آخر،

459
00:44:36,437 --> 00:44:40,271
‫باید از خواسته‌تون برای برابری حقوق

460
00:44:40,354 --> 00:44:43,354
‫بچه‌های نامشروع و مشروع

461
00:44:43,437 --> 00:44:46,229
‫صرف‌نظر کنید تا حرمت خانواده حفظ بشه.

462
00:44:52,646 --> 00:44:54,312
‫یعنی

463
00:44:55,187 --> 00:44:56,937
‫ما بیست سال گذشته رو

464
00:44:58,062 --> 00:45:00,896
‫فقط برای رسیدن به قدرت جنگیدیم.

465
00:45:13,312 --> 00:45:14,854
‫کجا رو باید امضا کنم؟

466
00:45:16,646 --> 00:45:17,521
‫قلم.

467
00:45:17,604 --> 00:45:19,562
‫بفرمایید، آقای بوئندیا.

468
00:45:19,646 --> 00:45:20,479
‫اینجا رو امضا کنید.

469
00:45:20,562 --> 00:45:23,687
‫ببخشید، سرهنگ،
‫ولی این کار خیانته.

470
00:45:28,354 --> 00:45:29,812
‫چی گفتی، جرینلدو؟

471
00:45:29,896 --> 00:45:32,146
‫اگه این آتش‌بس رو امضا کنید...

472
00:45:33,479 --> 00:45:35,646
‫از تمام مبارزه‌هامون دست می‌کشید.

473
00:45:36,271 --> 00:45:38,187
‫و این یعنی خائنید.

474
00:45:45,229 --> 00:45:47,229
‫برو با مادرت خداحافظی کن.

475
00:45:51,646 --> 00:45:54,979
‫از این لحظه به بعد،
‫در اختیار دادگاه نظامی هستی.

476
00:46:04,979 --> 00:46:07,062
‫مواظب قلبت باش، آئورلیانو.

477
00:46:07,146 --> 00:46:08,937
‫داری زنده‌زنده می‌پوسی، رفیق.

478
00:46:45,187 --> 00:46:47,187
‫می‌دونم می‌خوای جرینلدو رو تیربارون کنی.

479
00:46:48,437 --> 00:46:51,062
‫نمی‌تونم کاری کنم جلوش رو بگیرم،

480
00:46:51,812 --> 00:46:54,354
‫اما یه چیزی رو بهت هشدار می‌دم، آئورلیانو.

481
00:46:54,854 --> 00:46:57,354
‫همین که جنازه‌اش رو ببینم،

482
00:46:58,479 --> 00:47:01,687
‫به استخوان‌های پدر و مادرم قسم می‌خورم...

483
00:47:03,812 --> 00:47:06,646
‫به یاد خوزه آرکادیو بوئندیا...

484
00:47:09,604 --> 00:47:12,187
‫به خدا قسم می‌خورم، آئورلیانو...

485
00:47:13,562 --> 00:47:15,979
‫هر جا که باشی پیدات می‌کنم

486
00:47:17,479 --> 00:47:20,062
‫و با دست‌های خودم می‌کشمت.

487
00:47:21,687 --> 00:47:23,896
‫همون کاری که می‌کردم

488
00:47:25,812 --> 00:47:28,437
‫اگه با دم خوک به دنیا اومده بودی.

489
00:48:03,854 --> 00:48:05,854
‫این نمایش مسخره تموم شد، رفیق.

490
00:48:06,646 --> 00:48:07,729
‫آزادی.

491
00:48:09,146 --> 00:48:12,271
‫ترجیح می‌دم جلوی جوخه‌ی اعدام بمیرم
‫تا ببینم خائن شدی.

492
00:48:12,354 --> 00:48:13,437
‫نه، رفیق.

493
00:48:15,271 --> 00:48:17,021
‫خائن شدنم رو نمی‌بینی.

494
00:48:21,771 --> 00:48:24,604
‫از اونجا بیا بیرون،
‫قبل از اینکه پشه‌ها بکشنت.

495
00:48:31,146 --> 00:48:36,021
‫[آتش‌بس میان دولت و نیروهای شورشی امضا شد]

496
00:48:46,771 --> 00:48:48,771
‫سرحال‌تر از همیشه‌اید، سرهنگ.

497
00:48:48,854 --> 00:48:50,979
‫می‌تونید سی جنگ دیگه هم بجنگید.

498
00:48:51,687 --> 00:48:53,937
‫قلب من دقیقاً کجاست؟

499
00:48:55,854 --> 00:48:57,687
‫همه می‌گن قلبم پوسیده.

500
00:49:04,479 --> 00:49:05,646
‫اجازه بدید.

501
00:49:45,104 --> 00:49:46,229
‫اینا دیگه چیه؟

502
00:49:48,937 --> 00:49:50,562
‫اختراعات پدر پدربزرگمه.

503
00:49:55,271 --> 00:49:56,271
‫خودش ساخته بودشون؟

504
00:49:57,187 --> 00:49:58,437
‫بعضی‌هاشون رو، آره.

505
00:49:58,521 --> 00:50:00,604
‫نزدیک بود مادر مادربزرگ رو دیوونه کنن.

506
00:50:00,687 --> 00:50:02,854
‫اگه همین‌طور حواسم رو پرت کنی،
‫منو هم دیوونه می‌کنی.

507
00:50:04,521 --> 00:50:06,479
‫خوزه آرکادیو سگوندو
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمید

508
00:50:06,562 --> 00:50:10,437
‫چیزی که پیدا کرده بود،
‫سرنوشت ماکوندو رو عوض می‌کنه.

509
00:50:12,937 --> 00:50:14,354
‫بازش کن، آئورلیانو.

510
00:50:14,437 --> 00:50:15,271
‫اومدم.

511
00:50:21,562 --> 00:50:23,146
‫چرا قیافت این‌طوریه، خوزه آرکادیو؟

512
00:50:23,229 --> 00:50:24,562
‫بریم صلح رو جشن بگیریم.

513
00:50:24,646 --> 00:50:27,729
‫اغلب او را با برادرش اشتباه می‌گرفتند.

514
00:50:28,312 --> 00:50:31,687
‫آن روز، آئورلیانو سگوندو
‫اشتباهشان را اصلاح نکرد.

515
00:51:05,646 --> 00:51:07,271
‫صبح‌بخیر، سرهنگ.

516
00:51:07,354 --> 00:51:09,146
‫خوش اومدید، سرهنگ.

517
00:51:10,312 --> 00:51:11,604
‫قبل از امضا کردن،

518
00:51:12,896 --> 00:51:14,229
‫یه درخواست دارم.

519
00:51:17,521 --> 00:51:21,979
‫می‌خوام افرادم به‌عنوان سربازان جنگی
‫مستمری دریافت کنن

520
00:51:22,687 --> 00:51:25,104
‫و ارتش ما به ‌عنوان یک ارتش قانونی
‫به رسمیت شناخته بشه.

521
00:51:26,812 --> 00:51:28,354
‫در ازای تسلیم کامل،

522
00:51:29,229 --> 00:51:31,021
‫فقط همین رو می‌خوام.

523
00:51:34,396 --> 00:51:35,854
‫نگران نباشید، سرهنگ.

524
00:51:36,979 --> 00:51:38,271
‫قول می‌دم.

525
00:51:42,187 --> 00:51:43,021
‫از این طرف.

526
00:51:44,967 --> 00:52:14,967
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

527
00:52:51,660 --> 00:52:52,944
‫آئورلیانو.

